چرا مدیری که سالها موفق بوده، هنوز شبها با این فکر میخوابد که «یک روز همه میفهمند من آنقدرها هم توانا نیستم»؟ این تجربه را «پدیدهٔ ایمپاستر» یا سندرم فریبکاری مینامند: ناتوانی در درونیکردن موفقیت و ترس از افشاشدن. پژوهش نشان میدهد این احساس در میان حرفهایهای موفق رایج است، با فرسودگی و افت عملکرد همراه است و با بالا رفتن جایگاه لزوماً کم نمیشود. فروید کلیدی برای فهم ریشهٔ آن دارد.
این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم میشود.
سندرم ایمپاستر در مدیران چقدر رایج است؟
براواتا و همکاران در مرور نظاممندی که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد، ۶۲ مطالعه با ۱۴۱۶۱ شرکتکننده را بررسی کردند. شیوع گزارششده از ۹ تا ۸۲ درصد متغیر بود، و این دامنهٔ بزرگ بیشتر به ابزار سنجش و نقطهٔ برش بستگی داشت. این احساس هم در مردان و هم در زنان، و از نوجوانی تا حرفهایهای اواخر دوران کاری دیده شد. فراتحلیل عمر و همکاران در سال ۲۰۲۶ روی ۳۴ مطالعه با ۹۵۵۰ دانشجوی پزشکی، شیوع تجمیعی ۴۹ درصد را گزارش کرد و همزمان هشدار داد که ابزارهای سنجش یکدست نیستند. پس عدد دقیق محل بحث است، اما رایجبودن این تجربه نیست.

این احساس چه هزینهای برای تصمیمگیری و سازمان دارد؟
در مرور براواتا، سندرم ایمپاستر اغلب با افسردگی و اضطراب همراه بود و با افت عملکرد شغلی، رضایت شغلی کمتر و فرسودگی ارتباط داشت. در عمل مدیر گرفتار این احساس معمولاً یکی از دو الگو را نشان میدهد: یا با کار افراطی و کنترل جزئیات میکوشد «لو نرود»، یا از تصمیمهای پرریسک و دیدهشدن طفره میرود. مقالهٔ مولکاهی-اسپنس و همکاران (۲۰۲۶) دربارهٔ مدیرانی که از میان همکاران خود ارتقا مییابند، همین «جبران افراطی» و پرهیز از گفتوگوهای دشوار را از خطاهای رایج این گذار میشمارد. هزینهٔ سازمانی آن روشن است: تفویض کمتر، تصمیمهای دیرتر، و خستگی زودرس رهبری که در ظاهر بسیار موفق است.
آیا دورههای رهبری این احساس را از بین میبرند؟
شواهد فعلی محتاطانه است. براواتا هیچ مطالعهٔ منتشرشدهای نیافت که درمانی را برای این پدیده ارزیابی کرده باشد. کول و همکاران (۲۰۲۶) شرکتکنندگان یک دورهٔ پنجماههٔ آموزش رهبری را پیش و پس از دوره سنجیدند؛ از ۵۳ نفر آغازکننده ۴۵ نفر دوره را تمام کردند و نمرهٔ ایمپاستر تغییر معناداری نکرد. پیام این داده برای مدیران روشن است: مهارتآموزی بیرونی بهتنهایی به ریشهٔ این احساس نمیرسد؛ این نتیجه نشان میدهد این احساس صرفاً کمبود مهارت نیست.

فروید ریشهٔ احساس فریبکاری را کجا میبیند؟
فروید در «من و نهاد» (۱۹۲۳؛ SE جلد ۱۹، فصل پنجم، صفحههای ۴۸ تا ۵۹) از «فرامن» سخن میگوید: وجدانی درونیشده که از چهرههای اقتدار کودکی ساخته شده و میتواند به «احساس گناه ناهشیار» بینجامد؛ گناهی که فرد از آن آگاه نیست و فقط بهصورت ناخشنودی و نیاز به تنبیه تجربه میشود. در «برخی تیپهای شخصیتی در کار روانکاوی» (۱۹۱۶؛ SE جلد ۱۴) هم او کسانی را توصیف میکند که درست در لحظهٔ رسیدن به آرزوی دیرینهشان فرومیریزند، زیرا فرامن آن موفقیت را مجاز نمیداند.
این چارچوب فرویدی توضیح میدهد چرا موفقیت بیرونی احساس درونی را درمان نمیکند: داور اصلی نه هیئتمدیره است و نه بازار، بلکه فرامنی سختگیر که معیارش هرگز برآورده نمیشود. وقتی مدیر بفهمد ترس از «لو رفتن» در واقع صدای همین داور درونی است، میتواند بهجای جنگیدن با آن یا فرار از دیدهشدن، رابطهاش را با آن بازتعریف کند.
بیشتر بخوانید: کسانی که موفقیت ویرانشان میکند · کمالگرایی و فرسودگی مدیران
Read this article in English: Impostor Syndrome in Leaders: Why Success Feels Fake
سوالات پرتکرار شما از سایت «بهکام»
آیا سندرم ایمپاستر یک بیماری روانی است؟
نه. پدیدهٔ ایمپاستر تشخیص رسمی روانپزشکی نیست، بلکه الگویی از تجربه است که روی یک طیف قرار میگیرد. با این حال چون اغلب با اضطراب، افسردگی و فرسودگی همراه است، جدیگرفتن آن به سود فرد و سازمان است.
چرا ارتقای شغلی گاهی این احساس را بدتر میکند؟
چون هر جایگاه تازه، دیدهشدن و انتظار بیشتری میآورد و فرامن سختگیر معیار را بالاتر میبرد. در گذار از همکار به مدیر، فرد باید هویت حرفهای تازهای بسازد و همین گذار میتواند ترس از «لو رفتن» را فعال کند.
جمعبندی: موفقیت را میتوان از آنِ خود کرد
سندرم ایمپاستر نشانهٔ بیکفایتی نیست؛ در میان حرفهایها در همهٔ سطوح رایج است. شواهد میگویند این احساس رایج است و با فرسودگی همراه است، و فروید نشان میدهد ریشهاش در داوری درونی است، نه در کارنامهٔ بیرونی. خبر خوب این است که با شناختن این داور درونی، مدیر میتواند موفقیتش را واقعاً از آنِ خود کند و با آرامش بیشتری تصمیم بگیرد و رهبری کند.
به دنبال مشاوره ی حرفهای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟
اگر به دنبال راههای بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیههای تخصصی نیاز دارید، برای «دریافت مشاوره» با دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل) میتوانید از اینجا با ما در ارتباط باشید.
منابع
- Bravata DM, Watts SA, Keefer AL, et al. Prevalence, Predictors, and Treatment of Impostor Syndrome: a Systematic Review. J Gen Intern Med. 2020;35(4):1252-1275. PMID: 31848865. DOI: 10.1007/s11606-019-05364-1
- Omar YM, Khattab YA, Abdelmageed A, et al. The impostor phenomenon construct in medical education: a meta-analysis of its prevalence and a critical appraisal of its measurement. Adv Health Sci Educ Theory Pract. 2026. PMID: 41801596. DOI: 10.1007/s10459-026-10513-3
- Cole JD, Lindsay CAR, Sasser C, et al. Impact of Leader Academy Training on Growth Mindset and Impostor Phenomenon. Am J Pharm Educ. 2026;90(9):102026. PMID: 42336147. DOI: 10.1016/j.ajpe.2026.102026
- Mulcahy-Spence A, Amidon B, Clements PT, Haddad L. When the colleague becomes the boss: Navigating the shift from peer to nurse leader. J Prof Nurs. 2026;66:241-246. PMID: 42744440. DOI: 10.1016/j.profnurs.2026.07.022
- Freud S. (1923). The Ego and the Id. In: Strachey J, ed. The Standard Edition of the Complete Psychological Works of Sigmund Freud, Vol. 19. London: Hogarth Press: 1-66.
- Freud S. (1916). Some Character-Types Met with in Psycho-Analytic Work. In: Strachey J, ed. The Standard Edition of the Complete Psychological Works of Sigmund Freud, Vol. 14. London: Hogarth Press: 309-333.
Image Credits
Featured image — Photo: cottonbro studio / Pexels. In-text images — Photo: Giannino Nalin / Pexels; Photo: Andras Stefuca / Pexels.







