وقتی صحبت از اضطراب میشود، اغلب افراد آن را یک احساس کاملاً منفی میدانند. بسیاری تصور میکنند هر نوع اضطراب نشانه ضعف، بیماری یا ناتوانی است. اما تحقیقات جدید روانشناسی نشان میدهد اضطراب در بسیاری از مواقع یک واکنش طبیعی و حتی مفید برای بقا و پیشرفت انسان است.
اضطراب معمولاً زمانی ایجاد میشود که با آیندهای نامشخص روبهرو هستیم. مغز ما تلاش میکند برای اتفاقات احتمالی آماده شود و به همین دلیل سطح هوشیاری و تمرکز را افزایش میدهد. در واقع اضطراب میتواند مانند یک سیستم هشدار عمل کند که ما را برای مقابله با چالشهای پیشرو آماده میکند.
البته باید بین اضطراب طبیعی و اختلال اضطرابی تفاوت قائل شد. اضطراب طبیعی بخشی از زندگی روزمره است، اما زمانی که شدت آن به حدی برسد که عملکرد فرد را مختل کند، ممکن است به یک اختلال روانشناختی تبدیل شود که نیازمند درمان تخصصی است.
اضطراب معمولاً زمانی ایجاد میشود که با آیندهای نامشخص روبهرو هستیم.
چرا اضطراب در دنیای امروز بیشتر از گذشته دیده میشود؟
در سالهای اخیر میزان جستجوی واژه «اضطراب» در موتورهای جستجو و شبکههای اجتماعی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. فشارهای اقتصادی، تغییرات اجتماعی، نگرانیهای شغلی، بحرانهای جهانی و حجم بالای اطلاعات روزانه باعث شدهاند افراد بیشتری اضطراب را تجربه کنند.
با این حال متخصصان معتقدند بخشی از این افزایش به دلیل تغییر نگرش جامعه نسبت به سلامت روان نیز بوده است. امروزه افراد راحتتر درباره احساسات خود صحبت میکنند و نشانههای اضطراب را بهتر تشخیص میدهند.
مطالعات روانشناسی تکاملی نشان میدهد اضطراب در طول تاریخ بشر نقش مهمی در حفظ بقا داشته است. انسانهای اولیه برای پیشبینی خطرات احتمالی نیازمند نوعی نگرانی و آمادگی ذهنی بودند. همین ویژگی باعث شد نسل بشر بتواند با شرایط پیچیده محیطی سازگار شود.
بنابراین اضطراب صرفاً یک مشکل نیست؛ بلکه یک ابزار تکاملی است که در صورت مدیریت صحیح میتواند به تصمیمگیری بهتر و افزایش عملکرد کمک کند.
اضطراب چگونه میتواند به موفقیت و رشد فردی کمک کند؟
برخلاف تصور رایج، اضطراب همیشه عملکرد انسان را کاهش نمیدهد. بسیاری از پژوهشها نشان دادهاند سطح متعادل اضطراب میتواند انگیزه، تمرکز و بهرهوری را افزایش دهد.
برای مثال قبل از یک مصاحبه شغلی، سخنرانی مهم یا امتحان دانشگاه، اضطراب باعث میشود فرد آمادگی بیشتری پیدا کند. این احساس به مغز پیام میدهد که موضوع اهمیت دارد و باید انرژی بیشتری صرف آن شود.
همچنین تحقیقات دانشگاهی نشان دادهاند افرادی که اضطراب خود را بهعنوان نشانه آمادگی تفسیر میکنند، عملکرد بهتری نسبت به افرادی دارند که از اضطراب خود میترسند.
در واقع مشکل اصلی خود اضطراب نیست؛ بلکه نحوه برخورد ما با آن است. زمانی که اضطراب را بهعنوان دشمن ببینیم، شدت آن بیشتر میشود. اما وقتی آن را بهعنوان یک پیام مفید در نظر بگیریم، میتوانیم از انرژی آن برای پیشرفت استفاده کنیم.
همچنین تحقیقات دانشگاهی نشان دادهاند افرادی که اضطراب خود را بهعنوان نشانه آمادگی تفسیر میکنند.
چگونه اضطراب را مدیریت کنیم و از آن بهره ببریم؟
اولین قدم برای مدیریت اضطراب، پذیرش آن است. بسیاری از افراد تمام انرژی خود را صرف فرار از اضطراب میکنند، در حالی که این کار معمولاً باعث تشدید آن میشود.
متخصصان سه مرحله مهم را پیشنهاد میکنند:
۱. گوش دادن به پیام اضطراب: بررسی کنید چه چیزی باعث نگرانی شما شده است.
۲. اقدام سازنده: اطلاعات لازم را جمعآوری کنید و برای حل مسئله برنامهریزی نمایید.
۳. رها کردن نگرانیهای غیرقابل کنترل: ورزش، پیادهروی، مدیتیشن، موسیقی و گفتگو با افراد مورد اعتماد میتوانند به کاهش تنش کمک کنند.
اضطراب زمانی خطرناک میشود که مانع زندگی روزمره، روابط اجتماعی یا عملکرد شغلی شود. در چنین شرایطی مراجعه به روانشناس یا روانپزشک ضروری است.
در نهایت باید به یاد داشت که اضطراب بخشی طبیعی از تجربه انسانی است. یادگیری مدیریت آن میتواند به افزایش تابآوری، موفقیت و سلامت روان کمک کند.
اولین قدم برای مدیریت اضطراب، پذیرش آن است.
اختلال اضطراب چگونه بر سلامت فرد تأثیر میگذارد؟
اختلال اضطراب فراتر از نگرانیهای معمول روزمره است. در این وضعیت فرد به طور مداوم احساس نگرانی، ترس یا تنش میکند و ممکن است علائمی مانند تپش قلب، تعریق، بیخوابی، مشکلات تمرکز و خستگی را تجربه کند.
عوامل ژنتیکی، تجربیات استرسزا، ویژگیهای شخصیتی، بیماریهای جسمی و سابقه خانوادگی میتوانند احتمال ابتلا به اختلال اضطرابی را افزایش دهند.
خوشبختانه امروزه روشهای درمانی مؤثری مانند رواندرمانی شناختی-رفتاری (CBT)، آموزش مهارتهای مدیریت استرس و در صورت نیاز دارودرمانی برای درمان اختلالات اضطرابی وجود دارد.
آیا نگرانی همیشه نشانه یک مشکل روانی است؟
خیر. بسیاری از نگرانیهای روزمره واکنش طبیعی ذهن به موقعیتهای جدید، مهم یا نامطمئن هستند و لزوماً به معنای وجود اختلال روانی نیستند.
چگونه میتوان تنش ذهنی را به یک عامل مثبت تبدیل کرد؟
با شناسایی علت نگرانی و هدایت انرژی آن به سمت برنامهریزی، یادگیری و اقدام عملی میتوان از این احساس برای رشد فردی استفاده کرد.
چه زمانی استرس و دلمشغولی نیاز به درمان تخصصی دارد؟
زمانی که این احساسات باعث اختلال در خواب، روابط، کار یا فعالیتهای روزمره شوند، بهتر است از یک متخصص سلامت روان کمک گرفته شود.
به دنبال مشاوره ی حرفهای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟
5 دیدگاه دربارهٔ «چطور از اضطراب به نفع خود استفاده کنیم؟»
میشه مقاله های انگلیسی بیشتر بزارید
امیر عزیز
ممنون از نظر دهی خوبتون
از آقای دکتر بهکام بابت انتشار مطالب مفید و کاربردی سپاسگزارم. من هم در تهران و هم در ونکور به ایشون مراجعه کردم و بسیار راضی ام و نتیجه گرفته ام.
مهرداد عزیز، از نظر خوب و ارزشمند شما سپاسگزاریم.
ممنونم از این مطلب