پدر و مادری در تورنتو میگویند پسرشان دیگر از اتاقش بیرون نمیآید. مدرکش را گرفته و شش ماه است هیچ درخواستی نفرستاده. آنها فکر میکنند تنبل شده است. من چیز دیگری میبینم — همان چیزی که در نسل جوان چین قابل اندازهگیری شده است.
این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم میشود.
آمار بیکاری جوانان چین چه چیزی را لو میدهد؟
وقتی نرخ بیکاری جوانان شهری ۱۶ تا ۲۴ ساله در چین در ژوئن ۲۰۲۳ به ۲۱٫۳ درصد رسید، آنچه آشکار شد فقط یک بحران اقتصادی نبود؛ یک گسست روانشناختی عمیق میان نسلی بود که با وعدهٔ «درس بخوان، موفق میشوی» بزرگ شده و حالا با واقعیتی روبروست که در آن مدرک دانشگاهی دیگر ضمانت شغل نیست. این عدد نشان میدهد که شکست از آنِ فرد نیست، بلکه در خودِ ساختار وعدهدهنده رخنه کرده است.
یک بررسی ۳۰٬۵۴۰ پست شبکهٔ اجتماعی ویبو را از ژانویهٔ ۲۰۱۹ تا ژوئن ۲۰۲۳ تحلیل کرد و دید هرچه نرخ بیکاری بالا رفت، بیان هیجان منفی و غم در نوشتهها هم بالا رفت. این یعنی درد بیکاری فقط در جیب خالی حس نمیشود؛ در زبان روزمره، در شوخیهای تلخ، و در سکوت میان اعضای خانواده هم نشت میکند. نکتهٔ بالینی مهم اینجاست: زبان عمومی یک نسل دارد تغییر میکند، و غم جمعی میتواند به مرور به درماندگی آموختهشده تبدیل شود اگر مسیر جایگزینی برای معنا پیدا نشود.
اما باید دقیق بود: محدودیت صریح این پژوهش این است که دادهاش مشاهدهای و از شبکهٔ اجتماعی است، همبستگی را نشان میدهد نه علیت، و هیچ تشخیص بالینی در آن ثبت نشده. ما نمیدانیم آن غمِ بیانشده در ویبو به افسردگی بالینی انجامیده یا فقط یک واکنش موقعیتی بوده. با این حال، برای خانوادهای که فرزندش ساکت در اتاقش لم داده، همین همبستگی کافی است تا بفهمد مسأله شخصی نیست؛ یک موج بزرگتر از راه رسیده که تعریف موفقیت را در هم میشکند.
چرا «تلاش بیشتر» دیگر جواب نمیدهد؟
تلاش بیشتر وقتی جواب نمیدهد که مسیرهای منتهی به هدف بسته شده باشند، نه وقتی که فرد توان حرکت ندارد. نسل زد چین با انقباض ناگهانی بازار کار روبهرو شد، درست در زمانی که تمام سالهای شکلگیریشان با شعار شایستهسالاری و تلاش بیوقفه تغذیه شده بود. نتیجه یک ناهمخوانی روانی عمیق است: باور به عاملیت شخصی هنوز زنده است، اما مسیرهای عینی برای به کار بستن آن عاملیت ناپدید شدهاند.

«دراز کشیدن» و «فرزند تماموقت» نشانهٔ تنبلی است یا سازگاری؟
از منظر روانشناسی بالینی، کنارهگیری آگاهانه از مسابقهٔ شغلی — که در چین با عنوان «دراز کشیدن» شناخته میشود — نه یک نشانهٔ بالینی تنبلی، که یک راهبرد بقای روانی است. وقتی سیستمی نتواند به اندازهٔ کافی موقعیتهای معنادار برای اعضایش فراهم کند، کنار کشیدن موقت میتواند مانع از فروپاشی کامل عزت نفس شود. این یک سازگاری محافظتی است، هرچند پرخطر.
در اتاق درمان، بیشترین چیزی که از خانوادههای مهاجر میشنوم این نیست که فرزندشان کار پیدا نمیکند؛ این است که فرزندشان دیگر دنبال کار نمیگردد. و وقتی با خود آن جوان مینشینم، معمولاً چیزی که از دست رفته انگیزه نیست — نقشه است. او هنوز میخواهد، ولی دیگر نمیداند از کدام راه. این تمایز بالینی حیاتی است: بیانگیزگی ناشی از نبود میل با بیانگیزگی ناشی از نبود مسیر، دو پدیدهٔ کاملاً متفاوتاند و مداخلهٔ متفاوتی میطلبند. اولی نیازمند کار روی خودِ میل است؛ دومی نیازمند آن است که با خود فرد، نقشهٔ تازهای از زندگیاش کشیده شود. این دو کار یکی نیستند و با یک دستورالعمل واحد پیش نمیروند.
خطر اما آنجاست که این کنارهگیری موقت، اگر طولانی شود، میتواند از یک سازگاری به یک الگوی اجتنابی تمامعیار بدل شود. مرز میان «انتخابِ استراحت» و «گیر کردن در انزوا» باریک است. اینجاست که نقش خانواده تعیینکننده میشود: نه سرزنش، نه نجاتدادن افراطی، بلکه حضور ثابت و بدون شرطی که به جوان اجازه دهد نقشهٔ تازهای بکشد، بیآنکه از قضاوت شدن بترسد.

امید را چگونه میتوان مثل یک مهارت آموزش داد؟
امید یک احساس مهآلود و شاعرانه نیست؛ یک ساختار شناختی قابل اندازهگیری و آموزش است. یک پژوهش کیفی روی زنان جوانی که نه شاغلاند نه در تحصیل و نه در آموزش، با ۲۸ مطلع کلیدی مصاحبه کرد: ۸ زن جوان، ۴ عضو خانواده و ۱۶ کارورز؛ سپس ۴ زن جوان در جلسات همطراحی و ۱۰ کارورز در یک کارگاه شرکت کردند. آن پژوهش امید را دو جزء تعریف میکند: عاملیت خود — یعنی انگیزه و باور به توانایی شخصی — و مسیرها — یعنی شناسایی راههای عملی برای رسیدن به هدف. هر دو جزء آموختنیاند.
بیکاری طولانی جوانان یک شکست شخصیتی نیست؛ یک ناهمخوانی ساختاری میان آنچه نظام آموزش وعده داده و آنچه بازار کار پرداخت میکند — و درمان باید امید را بهعنوان یک مهارت آموختنی جا بیندازد، نه بهعنوان یک حال خوبِ گذرا. محدودیت صریح آن پژوهش این است که کیفی است، در جامعهٔ محروم ساحلی جنوب شرق انگلستان اجرا شده، نمونه کوچک است، و هنوز هیچ دادهٔ اثربخشی ندارد. [نیاز به بررسی بیشتر: شواهد موجود عمدتاً از چین و انگلستان است و هنوز روشن نیست همین الگو در جامعهٔ مهاجران ایرانی هم به همین شکل دیده شود.] با این همه، چارچوب دوگانهٔ عاملیت و مسیرها چنان بنیادین است که میتواند نقشهٔ درمانی خانوادهها باشد، حتی پیش از آنکه پژوهشهای قطعی دربارهٔ جمعیت خاص ما منتشر شود.
بیشتر بخوانید
بیشتر: چگونه با قدمهای کوچک زندگیمان را متحول کنیم و اجبار به تکرار؛ چرا الگوهای دردناک را تکرار میکنیم.
Read this article in English: China’s Gen Z and Unemployment: Why the Dream Collapsed
سوالات پرتکرار شما از سایت «بهکام»
چرا فرزند من با وجود مدرک دانشگاهی دنبال کار نمیگردد؟
در بیشتر موارد میل از بین نرفته؛ راه از بین رفته است. وقتی چند ماه جستوجوی بینتیجه تکرار شود، فرد یاد میگیرد تلاش بیفایده است. پرسش درست این است: کدام مسیرها امتحان شد و کجا بسته شد؟
کنارهگیری از بازار کار نشانهٔ افسردگی است؟
لزوماً نه. کنارهگیری کوتاهمدت میتواند سازوکاری محافظتی در برابر شکست مکرر باشد. ولی اگر با اختلال خواب، انزوای کامل و از دست رفتن لذت از همهچیز طولانی شود، ارزیابی تخصصی لازم است.
گفتن «بیشتر تلاش کن» کمک میکند؟
معمولاً نتیجهٔ معکوس میدهد. جوانی که تلاش کرده و نتیجه نگرفته، این جمله را «تو هنوز کافی نیستی» میشنود. جایگزین مؤثرتر، طراحی یک گام کوچک و قابل انجام در همان هفته است.
امید را واقعاً میشود آموزش داد؟
در پژوهشها امید دو جزء دارد: باور فرد به توانایی خودش و توانایی یافتن راههای رسیدن به هدف. هر دو با تمرین ساخته میشوند، هرچند شواهد اثربخشی مداخلههای رسمی هنوز محدود است.
جمعبندی
نرخ بیکاری جوانان شهری ۱۶ تا ۲۴ سالهٔ چین در ژوئن ۲۰۲۳ به ۲۱٫۳ درصد رسید و زبان یک نسل در شبکههای اجتماعی غمگینتر شد. اما همان شواهد یک در باز هم نشان میدهد: امید در پژوهشها یک حال خوش نیست، دو چیز مشخص است — باور فرد به توانایی خودش، و داشتن راههای عملی برای رسیدن به هدف. در عمل یعنی اول یک کار کوچک و قابل انجام در همین هفته، و بعد سه مسیر موازی بهجای یک شغل رؤیایی.
اگر فرزند شما دیگر دنبال کار نمیگردد، پیش از متهمکردن او به تنبلی بپرسید: «کدام راه را امتحان کردی و کجا بسته شد؟» پاسخ معمولاً نشان میدهد نبودِ نقشه مسئله است، نه نبودِ میل.
به دنبال مشاوره ی حرفهای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟
اگر به دنبال راههای بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیههای تخصصی نیاز دارید، برای «دریافت مشاوره» با دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل) میتوانید از اینجا با ما در ارتباط باشید.
منابع
۱. Tan M, Wu Z, Li J, Liang Y, Lv W. Analyzing the impact of unemployment on mental health among Chinese university graduates: a study of emotional and linguistic patterns on Weibo. Frontiers in Public Health. ۲۰۲۴؛۱۲:۱۳۳۷۸۵۹. PMID 38784586. DOI: 10.3389/fpubh.2024.1337859
۲. Berry C, Fountain J, Forbes L, Bogen-Johnston L, Thomson A, Zylko Y, Tunks A, Hotham S, Michelson D. Developing a hope-focused intervention to prevent mental health problems and improve social outcomes for young women who are not in education, employment, or training (NEET): A qualitative co-design study in deprived coastal communities in South-East England. PLoS ONE. ۲۰۲۴؛۱۹(۵):e0304470. PMID 38820387. DOI: 10.1371/journal.pone.0304470
منابع از پایگاه PubMed گرفته شدهاند.
Image Credits
هر سه تصویر این مطلب با هوش مصنوعی ساخته شدهاند و هیچکدام چهرهٔ یک انسان واقعی نیستند — Images: AI-generated / Gemini 3.1 Flash via OpenRouter.







