بازیهای تحقیرآمیز در چارچوب رضایتمحور، بخشی از رفتار جنسی بزرگسالان است که پژوهش سلامت جنسی آن را جدی میگیرد. آنچه در این بازیها ساخته میشود چارچوبی نمادین میان افراد راضی است، نه تحقیر واقعی. پرسش پژوهشگران این است که چه سازوکاری این حالتها را از هم جدا میکند.
این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم میشود.
آیا علاقه به BDSM نشانهٔ اختلال روانی است؟
شواهد موجود چنین تفسیری را تأیید نمیکند. در یک مطالعهٔ مقایسهای، اهل BDSM در چند ویژگی روانشناختی نمرات مطلوبتری از گروه کنترل گرفتند. این یافته به معنای سلامت روانی کامل نیست، اما نشان میدهد علاقهٔ توافقی به این بازیها را نمیتوان معادل یک اختلال روانی دانست.

آن مطالعه ۹۰۲ شرکتکنندهٔ اهل BDSM را با ۴۳۴ شرکتکنندهٔ گروه کنترل مقایسه کرد. اهل BDSM در روانرنجورخویی نمرهٔ کمتری گرفتند و در برونگرایی، گشودگی به تجربهٔ تازه و وظیفهشناسی نمرهٔ بیشتری. حساسیت به طرد در آنان کمتر بود و بهزیستی ذهنی بالاتری گزارش کردند. تنها استثنا مقیاس توافقپذیری بود که در آن نمرهٔ پایینتری به دست آمد.
در میان خودِ گروه BDSM، افرادی با نقش غالب معمولاً نمرات مطلوبتری از افرادی با نقش مطیع داشتند، و هر زیرگروه در مقایسه با گروه کنترل مطلوبتر بود. نتیجهگیری پژوهش این بود که این بازیها را میتوان نوعی سرگرمی و اوقات فراغت دانست، نه نشانهٔ یک فرایند آسیبشناختی روانی.
محدودیت این نتیجهگیری روشن است. نمونهٔ آن مطالعه اهل BDSM بهطور کلی بود، نه افرادی که بهطور خاص بازی تحقیرآمیز انجام میدهند. طرح پژوهش مقطعی و مبتنی بر پرسشنامهٔ آنلاین بود؛ چنین طرحی تفاوتهای پایدار را نشان میدهد، نه رابطهٔ علّی.
آیا این یافتهها در نمونههای دیگر هم تکرار شده؟
تا حد زیادی بله. یک مطالعهٔ تکرار با ۱٬۹۰۷ شرکتکنندهٔ اسپانیایی الگویی نزدیک به مطالعهٔ نخست به دست آورد. تکرارپذیری در نمونهای با زبان و فرهنگ متفاوت، اعتبار این یافتهها را تقویت میکند، هرچند ماهیت مقایسهای و خودگزارشی این مطالعات پابرجا میماند.
در آن نمونه، اهل BDSM سبک دلبستگی امنتری داشتند و در وظیفهشناسی و گشودگی نمرهٔ بالاتری گرفتند. بهزیستی گزارششدهٔ آنان هم بالاتر بود. در سوی دیگر، دلبستگی ناایمن، حساسیت به طرد و روانرنجورخویی کمتر گزارش شد. این الگو در نقشهای مختلف BDSM یکسان بود؛ تفاوت میان نقش غالب و مطیع تصویر کلی را تغییر نداد.
این مطالعه هم مقایسهای و مبتنی بر خودگزارشی است، نه یک بررسی بالینی تشخیصی. پس نمیتوان از آن نتیجه گرفت که این ویژگیها علت گرایش به این بازیها هستند. ممکن است افرادی با این نیمرخ شخصیتی بیشتر بهسمت این جامعه جذب شوند و کسانی با نیمرخ متفاوت زودتر فاصله بگیرند؛ جهت رابطه روشن نیست.
رضایت و ارتباط چه نقشی در ایمنبودن بازی تحقیرآمیز دارند؟
پاسخ کوتاه این است که رضایت و ارتباط، همان چیزی است که تحقیر نمادین را از تحقیر واقعی جدا میکند. بدون گفتوگوی روشن، توافق آگاهانه شکل نمیگیرد و مرزها مبهم میمانند. طرفین باید بتوانند پیش از شروع دربارهٔ معنای بازی، حد و مرزها و شیوهٔ توقف به توافق برسند.
چارچوب رایج در جوامع BDSM بر چند عنصر تکیه دارد: گفتوگوی پیش از بازی برای روشنکردن انتظارها، تعیین مرزهای مشخص، توافق بر یک کلمهٔ توقف که بازی را بیچونوچرا متوقف میکند، و بازبینی پس از بازی برای بررسی تجربه و پیامدهای عاطفی. این چارچوب یک مفهوم عمومی و پذیرفتهشده در این جوامع است، نه یافتهٔ یک پژوهش مشخص. آنچه آن را کارآمد میکند پیوستگی و صراحت است؛ توافقی که شتابزده گرفته شود، محافظت چندانی ایجاد نمیکند. این چارچوب پیش از هر چیز یک توافق ارتباطی است، نه یک متن حقوقی، و کارآمدی آن به صداقت طرفین بستگی دارد.
روانکاوی چه تفسیری از میل به تحقیرشدن یا تحقیرکردن دارد؟
روانکاوی این میل را بیشتر در پیوند میان قدرت، تسلیم و لذت میبیند. در این نگاه، فرد در فضایی امن و توافقی نقشهایی را تجربه میکند که در زندگی روزمره دستنیافتنیاند یا ممنوع. آنچه تجربه را از تحقیر واقعی جدا میکند، وجود رضایت و امکان خروج از نقش است.

فروید در بحثهای خود دربارهٔ تکانهها، سادومازوخیسم را در پیوند با سازوکارهای عمیقتر روان توصیف کرد و میان خیال و عمل فاصله گذاشت. در خوانش روانکاوانهٔ امروز، نقش مطیع در یک بازی توافقی با قربانیِ تحقیر واقعی یکی نیست. در حالت دوم، رضایت وجود ندارد، فرد مهارت خروج ندارد و پیامد آن آسیب است. مرز میان این حالتها را نه شدت صحنه، بلکه توافق و کنترلپذیری تجربه تعیین میکند.
در کار بالینی، پرسشها اغلب حول یک نکتهٔ عملی میچرخد. در میان زوجهایی که دربارهٔ بازیهای تحقیرآمیز با متخصصان روانکاوی صحبت میکنند، یک الگوی مشترک دیده میشود: نگرانی معمولاً از خودِ بازی نیست، بلکه از نبودِ گفتوگوی روشن پیش و پس از آن است. وقتی این گفتوگو برقرار میشود، بسیاری از نگرانیها شکل مشخص و قابل بررسی پیدا میکنند.
اعداد این مطلب فقط از پژوهشهای دانشگاهی داوریشده گرفته شدهاند؛ این مطالعات دربارهٔ اهل BDSM بهطور کلیاند، نه لزوماً دربارهٔ بازی تحقیرآمیز بهطور اختصاصی.
[نیاز به بررسی بیشتر: آیا نیمرخ روانشناختی اهل بازیهای تحقیرآمیز بهطور خاص، از الگوی کلیتر اهل BDSM که در این دو مطالعه دیده شد، فاصله دارد یا نه.]
بیشتر بخوانید: مراقبت پس از BDSM؛ چرا بعد از بازی نزدیکتر میشویم؟
Read this article in English: https://behckam.com/humiliation-in-bdsm-what-research-says-about-safety/
سوالات پرتکرار شما از سایت «بهکام»
آیا تمایل به تحقیرشدن در بازی نشانهٔ عزتنفس پایین است؟
شواهد چنین چیزی را نشان نمیدهد. در مطالعهٔ نخست، ۹۰۲ شرکتکنندهٔ اهل BDSM و ۴۳۴ شرکتکنندهٔ گروه کنترل از نظر روانرنجورخویی و بهزیستی مقایسه شدند و اهل BDSM وضعیت مطلوبتری داشتند. این ارقام دربارهٔ اهل BDSM بهطور کلی است و دربارهٔ عزتنفس اهل بازی تحقیرآمیز چیزی نمیسنجد.
نقش دومیننت یا ساب کدامیک از نظر روانی مطلوبتر است؟
در مطالعات، افرادی با نقش غالب معمولاً نمرات مطلوبتری از افرادی با نقش مطیع داشتند، و هر زیرگروه از گروه کنترل مطلوبتر بود. در مطالعهٔ نخست ۹۰۲ اهل BDSM با ۴۳۴ نفر گروه کنترل مقایسه شدند. این تفاوتها کوچک و مربوط به میانگین گروههاست، نه داوری دربارهٔ یک فرد خاص.
کلمهٔ توقف و مرزبندی پیش از بازی چرا مهماند؟
این عنصرها مرز میان تحقیر نمادین و تحقیر واقعی را نگه میدارند. بدون توافق روشن، رضایت مبهم میماند و فرد امکان خروج سریع از موقعیت را از دست میدهد. در پژوهشهایی با ۹۰۲ و ۱٬۹۰۷ شرکتکننده اهل BDSM، تفاوتهای روانشناختی گزارششده مربوط به کل این جمعیت بود، نه به جزئیات چارچوب توافق هر فرد.
کِی باید بهجای بازی توافقی نگران شد؟
زمانی که رضایت روشن نباشد، مرزها یکطرفه جابهجا شوند یا یک طرف نتواند بازی را متوقف کند. این وضعیت با بازی توافقی تفاوت بنیادی دارد. در مقایسهٔ ۹۰۲ شرکتکنندهٔ اهل BDSM با ۴۳۴ نفر گروه کنترل، آنچه سنجیده شد نیمرخ روانشناختی بود، نه کیفیت رضایت در هر رابطه؛ پس این ارقام مبنای قضاوت فردی نیستند.
یافتههای پژوهشهای مقایسهای نشان میدهند علاقهٔ توافقی به BDSM، از جمله بازیهای تحقیرآمیز در چارچوب رضایتمحور، بهخودیخود نشانهٔ آسیب روانی نیست. آنچه تجربه را ایمن نگه میدارد، مجموعهای از مهارتهای عملی است: گفتوگوی صریح، مرزهای روشن، کلمهٔ توقف و بازبینی پس از بازی. این مهارتها آموختنیاند و میتوانند کیفیت ارتباط را در چارچوبهای دیگر هم بهتر کنند. آنچه هنوز روشن نیست، نیمرخ دقیق اهل بازی تحقیرآمیز بهطور خاص است؛ پرسشی که پژوهشهای بعدی باید به آن پاسخ دهند.
به دنبال مشاوره ی حرفهای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟
اگر به دنبال راههای بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیههای تخصصی نیاز دارید، برای «دریافت مشاوره» با دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل) میتوانید از اینجا با ما در ارتباط باشید.
منابع علمی
Wismeijer AAJ, van Assen MALM. Psychological characteristics of BDSM practitioners. J Sex Med. 2013. https://doi.org/10.1111/jsm.12192 (PMID: 23679066)
Lecuona O, et al. Not Twisted, Just Kinky: Replication and Structural Invariance of Attachment, Personality, and Well-Being Among BDSM Practitioners. J Homosex. 2024. https://doi.org/10.1080/00918369.2024.2364891 (PMID: 39028855)
Image Credits
Photo: Danish Maan / Pexels · Photo: Bobby n Lazy Jim / Pexels · Image: AI-generated / Gemini 3.1 Flash via OpenRouter







