میانگین جهانی زمان رسیدن مردان به انزال ۵٫۴ دقیقه با دامنه‌ای بسیار وسیع است؛ اضطراب دربارهٔ زمان، خودش می‌تواند مشکل‌ساز شود.
زمان مطالعه: 8 دقیقه

مدت زمان طبیعی رسیدن مردان به انزال: واقعیت در برابر افسانه‌های رایج

اگر طبیعی را به معنای آنچه در جمعیت واقعی رخ می‌دهد بگیریم، پاسخ روشن است: میانگین و میانهٔ زمان رسیدن به انزال داخل واژنی در یک بررسی چندملیتی روی ۵۰۰ زوج از ۵ کشور ۵٫۴ دقیقه گزارش شده است. این عدد با انتظاری که مدت‌های طولانی‌تر را مرز سلامت یا مهارت می‌داند، فاصلهٔ چشمگیری دارد.

دامنهٔ همین بررسی از ۰٫۵۵ تا ۴۴٫۱ دقیقه بود. فاصلهٔ میان دو سر این دامنه چنان بزرگ است که قرار دادن هر دو ذیل یک برچسب واحد، توضیح چندانی دربارهٔ پدیده نمی‌دهد. توزیع این زمان در جمعیت عمومی نامتقارن است؛ یعنی داده‌ها به‌طور متوازن دو طرف یک نقطهٔ مرکزی پخش نشده‌اند و میانگین یا میانه تنها نقاط مرجع تقریبی‌اند، نه مرزهای طبیعی و غیرطبیعی. همین توزیع از الگوی آماری مردانی با انزال زودرس مزمن پیروی نمی‌کند، و این تفاوت مهم‌تر از خودِ عدد است: دو گروه با ظاهر مشابه در یک تصویر ساده، از دو الگوی متفاوت می‌آیند.

پاهای زوج در هم تنیده روی تخت
— Photo: Ron Lach / Pexels

افسانهٔ «مدت طولانی برابر با سلامت» از جاهای دیگری می‌آید: مقایسه با روایت‌های اغراق‌شده و فرض نادرست اینکه یک عدد واحد باید برای همه معتبر باشد. نتیجهٔ این فرض، برچسب زدن به تفاوت‌های طبیعی به‌عنوان کاستی است. وقتی دامنهٔ طبیعی یک متغیر این‌قدر وسیع باشد، تکیه بر یک نقطهٔ واحد به‌عنوان معیار، بیشتر از آنکه واقعیت زیستی را توصیف کند، انتظار سازندهٔ همان معیار را نشان می‌دهد.

میانگین ۵٫۴ دقیقه یک توصیف جمعی است، نه یک هدف فردی. وقتی چنین عددی از بافت آماری خود جدا می‌شود و به معیار سنجش شخصی تبدیل می‌شود، نتیجه‌ای معکوس می‌دهد: بخش بزرگی از افراد طبیعی، غیرطبیعی تلقی می‌شوند. دامنهٔ ۰٫۵۵ تا ۴۴٫۱ دقیقه همین را نشان می‌دهد. در توزیعی با این پراکندگی، فاصله گرفتن از میانگین نه نشانهٔ اختلال است و نه چیزی دربارهٔ سلامت فرد می‌گوید.

چرا این عدد در افراد مختلف تا این حد متفاوت است؟

چون پراکندگی خودِ پدیده است، نه انحراف از آن. دامنهٔ ۰٫۵۵ تا ۴۴٫۱ دقیقه نشان می‌دهد زمان رسیدن به انزال یکی از متغیرترین اندازه‌های کارکرد جنسی است. دو عاملی که معمولاً به آن‌ها استناد می‌شود، در همین بررسی تفاوت معناداری در این زمان ایجاد نکردند، و این خودش بخشی از پاسخ است.

زوج پابرهنه روی تخت
— Photo: cottonbro studio / Pexels

ختنه‌شدگی یکی از آن دو است: میانگین زمان در مردان ختنه‌شده ۶٫۷ دقیقه و در مردان ختنه‌نشده ۶٫۰ دقیقه بود و این تفاوت معنادار نبود. کاندوم هم وضعیت مشابهی داشت؛ استفاده از آن تفاوت معناداری در زمان انزال ایجاد نکرد. یعنی دو توضیحی که در گفتار روزمره بیشتر از همه تکرار می‌شوند، در داده‌ها پشتوانهٔ محکمی ندارند. این یافته به معنای بی‌اثر بودن همهٔ عوامل بیرونی نیست، اما نشان می‌دهد توضیح تفاوت‌های فردی را باید جای دیگری جست‌وجو کرد.

نبود تفاوت معنادار در این دو مورد پیامد روشنی دارد: نسبت دادن تفاوت‌های فردی به یک عامل ظاهری، معمولاً بی‌پشتوانه است. تفاوت ۶٫۷ و ۶٫۰ دقیقه در گروه‌های ختنه‌شده و ختنه‌نشده آن‌قدر کوچک است که در پراکندگی کلی گم می‌شود. همین وضعیت دربارهٔ کاندوم تکرار می‌شود. بنابراین وقتی کسی زمان خود را با دیگران مقایسه می‌کند، احتمال زیادی وجود دارد که تفاوت مشاهده‌شده را به عاملی نسبت دهد که در داده‌ها وزنی ندارد.

بخشی از تفاوت میان جمعیت‌ها هم به زمینه برمی‌گردد. در همین بررسی، ترکیه کمترین میانه را با ۳٫۷ دقیقه و دامنهٔ ۰٫۹ تا ۳۰٫۴ دقیقه داشت. تفاوت میان ۵ کشور نشان می‌دهد عواملی فراتر از زیست‌شناسی فردی، از جمله زمینهٔ فرهنگی و انتظارات رابطه، در این عدد سهم دارند. با چنین تصویری، پرسش درست این نیست که عدد من چقدر است، بلکه این است که چرا یک عدد واحد تا این حد برای همه مطالبه می‌شود.

در چنین متغیری، دو فرد با شرایط ظاهراً یکسان می‌توانند فاصلهٔ زیادی از هم داشته باشند، بدون آنکه یکی از آن‌ها خارج از محدودهٔ طبیعی باشد. بخش زیادی از تفاوت، در محدودهٔ همان پراکندگی معمول جمعیت می‌گنجد. این نکته اهمیت عملی دارد: پیش از جست‌وجوی یک توضیح واحد برای زمان کوتاه یا بلند، باید پرسید که آیا اصلاً چیزی خارج از الگوی معمول رخ داده است یا نه. داده‌های همین بررسی نشان می‌دهند که مرجع قضاوت، خودِ پراکندگی است، نه یک آستانهٔ ثابت.

سن چه نقشی دارد؟

میانگین این زمان با بالا رفتن سن کاهش می‌یابد: از ۶٫۵ دقیقه در گروه سنی ۱۸ تا ۳۰ سال به ۴٫۳ دقیقه در گروه بالای ۵۱ سال. بنابراین انتظار اینکه زمان با افزایش سن طولانی‌تر شود، با این داده‌ها همخوان نیست. کاهش، در جهت مخالف تصور رایج حرکت می‌کند.

این کاهش تدریجی است و در همهٔ گروه‌های سنی دیده می‌شود، اما معنای علّی آن روشن نیست. از این اعداد برنمی‌آید که چه چیزی تغییر می‌کند؛ تغییرات بدنی، تجربهٔ رابطه‌ای، عادت‌های فردی و انتظارات، همه می‌توانند در میانگین نقش داشته باشند. آنچه داده‌ها نشان می‌دهند یک روند جمعی است، نه سرنوشت فردی.

نکتهٔ مهم‌تر این است که در هر گروه سنی، دامنه وسیع می‌ماند. کسی که در سال‌های نخست بزرگسالی است و کسی که بالای ۵۱ سال دارد، هر دو می‌توانند در بخش‌های متفاوتی از دامنه قرار بگیرند. سن، میانگین یک گروه را جابه‌جا می‌کند، ولی توان پیش‌بینی زمان یک فرد خاص را ندارد. استفاده از میانگین گروه سنی به‌عنوان معیار شخصی، همان خطای تکیه بر یک عدد واحد است، این بار با لباس آماری متفاوت.

سن یکی از منابع تفاوت است، اما تنها منبع نیست. تفاوت میان ۵ کشور در همین بررسی نشان می‌دهد که زمینهٔ جمعیتی و انتظارات رابطه هم در میانگین‌ها اثر می‌گذارند. به همین دلیل، نمی‌توان روند سنی را به‌عنوان قاعده‌ای عمومی برای همهٔ افراد به کار برد. آنچه برای یک فرد اهمیت دارد، مقایسهٔ وضعیت خودش با میانگینی است که لزوماً ویژگی‌های او را نمایندگی نمی‌کند.

کِی این موضوع نگران‌کننده می‌شود؟

وقتی خودِ فرد یا شریکش زمان را مسئله بدانند و از آن رنج ببرند، نه وقتی عددی از میانگین جمعیت فاصله دارد. توزیع نامتقارن و دامنهٔ ۰٫۵۵ تا ۴۴٫۱ دقیقه نشان می‌دهد مرز نگرانی را نمی‌توان تنها با یک عدد تعیین کرد.

زوجی دست‌دردست روبه‌روی روان‌درمانگر در مطب

این نکته از خودِ آمار برمی‌آید. اگر توزیع زمان انزال در جمعیت عمومی از الگوی آماری مردانی با انزال زودرس مزمن پیروی نمی‌کند، آن‌گاه نمی‌توان انتظار داشت یک آستانهٔ زمانی ساده این دو حالت را از هم جدا کند. بخش بزرگی از زمان‌های کوتاه در دل همان توزیع عادی جمعیت قرار می‌گیرد. به همین دلیل، پرسیدن اینکه آیا زمان من طبیعی است معمولاً پرسش دقیقی نیست؛ پرسش دقیق‌تر این است که این زمان چه اثری بر فرد و رابطه می‌گذارد.

اضطراب دربارهٔ زمان هم بی‌تأثیر نیست. نگرانی دربارهٔ عملکرد می‌تواند توجه را به‌طور مداوم به خود جلب کند، ارزیابی لحظه‌به‌لحظه را تشدید کند، و نتیجهٔ این چرخه تشدید همان چیزی باشد که فرد از آن می‌ترسید. در چنین وضعیتی، مسئلهٔ اصلی دیگر یک عدد روی ساعت نیست، بلکه نگرانی انباشته‌ای است که خودش بخشی از مشکل شده است. این وضعیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که به اجتناب از رابطه یا گفت‌وگوهای فرساینده با شریک بینجامد.

اگر نگرانی دربارهٔ زمان ادامه پیدا کند و به رنج پایدار، اجتناب از رابطه یا فاصله گرفتن از شریک بینجامد، مطرح کردن آن با یک متخصص بالینی مسیر منطقی‌تری از جست‌وجوی یک معیار عددی برای خود است. در چنین موقعیتی، پرسش دیگر این نیست که زمان فرد چقدر با میانگین جمعیت فاصله دارد؛ پرسش این است که این وضعیت چه جایگاهی در زندگی و رابطهٔ او پیدا کرده است.

جمع‌بندی این است که میانگین ۵٫۴ دقیقه در بررسی‌ای با ۵۰۰ زوج از ۵ کشور، و دامنهٔ ۰٫۵۵ تا ۴۴٫۱ دقیقه در همان بررسی، دو تصویر از یک واقعیت‌اند. مرکز توزیع پایین‌تر از انتظار رایج است و پراکندگی آن بیشتر از آنچه تصور می‌شود. تفاوت‌های فردی و سنی، و نبود تفاوت معنادار در عواملی مثل ختنه‌شدگی و کاندوم، تصویر یک متغیر بسیار پراکنده را می‌سازند که با یک معیار عددی ساده توصیف‌شدنی نیست.

بیشتر بخوانید: مدت زمان طبیعی رابطهٔ جنسی؛ چند دقیقه کافی است؟

Read this article in English: How Long Does It Normally Take Men to Reach Orgasm? Facts vs. Myths

منابع

Waldinger MD, Quinn P, Dilleen M, Mundayat R, Schweitzer DH, Boolell M. A multinational population survey of intravaginal ejaculation latency time. J Sex Med. 2005. DOI: 10.1111/j.1743-6109.2005.00070.x

Janssen PKC, Waldinger MD. The mathematical formula of the intravaginal ejaculation latency time (IELT) distribution. Investig Clin Urol. 2016. DOI: 10.4111/icu.2016.57.2.119

تصاویر: Sinead Michaela du Plessis، Ron Lach، cottonbro studio — Pexels

مقالات پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا