خیانت زناشویی یکی از دردناکترین بحرانهایی است که یک رابطه میتواند تجربه کند؛ اما پژوهشهای رواندرمانی نشان میدهند این اتفاق لزوماً پایان رابطه نیست، بلکه میتواند نقطهٔ آغاز یک بازسازی عمیقتر باشد -اگر زوج مسیر درست را انتخاب کند و صبر لازم را داشته باشد.
این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم میشود.
خیانت زناشویی چقدر شایع است و با روان زوج چه میکند؟
بر اساس پژوهشی که در نشریهٔ Family Process منتشر شده، خیانت در حدود ۲۵ درصد از ازدواجها رخ میدهد و یکی از شایعترین دلایل ذکرشده برای طلاق است. [نیاز به بررسی بیشتر: این رقم ۲۵٪ از جمعیت آمریکایی در دوران همهگیری کرونا برآورد شده و ممکن است در فرهنگها و جمعیتهای دیگر متفاوت باشد.]
طبق همین پژوهش، خیانت با افزایش نشانههای افسردگی، اضطراب و حتی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در شریک آسیبدیده همراه است. از دست دادن مالی، افزایش تعارض و حتی رفتارهای پرخاشگرانه در رابطه هم از پیامدهای گزارششدهاند. فرزندان زوج هم میتوانند نشانههای رفتاری درونیشده مانند اضطراب، یا برونیشده مانند پرخاشگری، از خود نشان دهند؛ به همین دلیل بحران خیانت هرگز فقط مسئلهٔ دو نفر نیست.

چرا برخی افراد بیشتر مستعد خیانتاند؟ نگاه دلبستگی و فروید
یک متاآنالیز که دادههای ۱۷ پژوهش و بیش از ۱۳ هزار و ۶۰۰ شرکتکننده را ترکیب کرده، نشان داد افرادی با سبک دلبستگی نامطمئن -بهویژه سطح بالای اضطراب یا اجتناب در رابطه- بهطور معناداری بیشتر در معرض خیانت زناشویی قرار دارند. بهطور مشخص، سبک دلبستگی «گریزان» و سبک دلبستگی «هراسان» هر دو با نرخ بالاتر خیانت مرتبط بودند؛ اما میان سبک دلبستگی «دوسوگرا» و خیانت رابطهٔ معناداری دیده نشد.
از منظر روانکاوی، زیگموند فروید مفهوم «تکرار اجباری» را برای توضیح چنین الگوهایی بهکار میبرد: ذهن ناخودآگاه، بدون آنکه فرد متوجه شود، تمایل دارد الگوهای رابطهای و زخمهای دلبستگیِ دوران کودکی را در روابط بزرگسالی از نو بسازد، حتی اگر آن الگو دردناک باشد؛ چون تکرار، نوعی تلاش ناموفق برای تسلط بر تجربهای حلنشده از گذشته است. این نگاه بههیچوجه خیانت را توجیه نمیکند؛ اما نشان میدهد چرا خشم یا سرزنش بهتنهایی، بدون فهم ریشهٔ الگوی رفتاری، اغلب رابطه را تغییر نمیدهد.
برای بسیاری از زوجهای ایرانی مهاجر -در تورنتو، ونکوور، لسآنجلس یا سیدنی- بحران خیانت یک لایهٔ فرهنگی اضافه هم دارد: فاصله از خانوادهٔ گسترده که معمولاً نقش حمایتی دارد، تفاوت هنجارهای جامعهٔ میزبان دربارهٔ افشا و پنهانکاری، و ترس از قضاوت جامعهٔ ایرانی، میتواند فرایند تصمیمگیری زوج را پیچیدهتر کند. در چنین شرایطی، داشتن فضایی محرمانه و بیطرف برای گفتوگو -جدا از قضاوت خانواده یا دوستان مشترک- اهمیت بیشتری پیدا میکند.
درمان زوجی واقعاً کار میکند؟ آنچه پژوهش تازهٔ گاتمن نشان داد
پژوهشی که سال ۲۰۲۶ در نشریهٔ Psychotherapy Research منتشر شد، ۳۵ زوج -یعنی ۷۰ نفر- را که تحت درمان زوجی به روش گاتمن برای خیانت قرار گرفته بودند، با تحلیل آماری زوجمحور بررسی کرد. نتیجه این بود که هر دو طرف رابطه، بهبود آماری معنادار در سطح اعتماد، تعهد و کیفیت رابطه نشان دادند.
نکتهٔ جالب پژوهش این بود که سطح اولیهٔ اعتماد و تعهد در شریک خیانتکار، پیشبینیکنندهٔ میزان بهبود اعتماد در شریک آسیبدیده هم بود؛ یعنی تغییر یک نفر، مسیر بهبودی هر دو نفر را تحت تأثیر قرار میدهد. رفتارهایی مانند تلاش برای ترمیم در میانهٔ تعارض، و کاهش ارتباط خصمانه، در هر دو طرف همزمان بهبود یافت. [نیاز به بررسی بیشتر: حجم نمونه این پژوهش ۳۵ زوج نسبتاً کوچک است و گروه کنترل نداشت، پس نتیجه را نباید به همهٔ زوجها تعمیم داد.]

چه زمانی و چطور باید کمک حرفهای گرفت؟
بازسازی اعتماد یک فرایند خطی نیست؛ برخی روزها احساس پیشرفت میکنید و روزهای دیگر همان زخم اول دوباره سر باز میکند. زمان مناسب برای مراجعه به زوجدرمانگر معمولاً وقتی است که گفتوگوهای دونفره یا به بنبست میرسند یا به دعوای تکراری تبدیل میشوند، بدون آنکه واقعاً چیزی حل شود. حضور یک درمانگر آموزشدیده کمک میکند این گفتوگوها در فضایی امن و بدون قضاوت پیش برود، و هر دو طرف بدون ترس از سرزنششدن صحبت کنند.
در جلسات اولیهٔ زوجدرمانی برای خیانت، معمولاً هدف فوری «تصمیمگیری دربارهٔ ادامهٔ رابطه» نیست؛ بلکه ایجاد یک فضای امن برای گفتن حقیقت، بدون آنکه گفتوگو به دعوای مخرب تبدیل شود، اولویت دارد. بسیاری از درمانگران زوج، شفافیت رفتاری تدریجی -مثل پاسخگویی به سؤالات مشخص دربارهٔ آنچه رخ داده- را گامی مهمتر از عذرخواهی کلی میدانند، چون اعتماد بیشتر از طریق رفتار قابل پیشبینی بازسازی میشود تا از طریق کلمات بهتنهایی.
Read this article in English: Rebuilding Trust After Infidelity
بیشتر بخوانید: انتخاب همسر مناسب؛ آیا عشق کافی است؟ · کسالت جنسی در رابطهٔ طولانی؛ چرا میل خاموش میشود؟
سوالات پرتکرار شما از سایت «بهکام»
آیا رابطه پس از خیانت واقعاً میتواند دوباره سالم شود؟
بله؛ پژوهشهای زوجدرمانی، از جمله مطالعهٔ گاتمن که در همین مطلب آمد، نشان میدهند بسیاری از زوجها بعد از درمان ساختاریافته، بهبود معنادار در اعتماد و رضایت از رابطه تجربه میکنند. این فرایند زمان و تعهد دوطرفه میخواهد، اما ناممکن نیست.
چقدر طول میکشد تا اعتماد از نو ساخته شود؟
مدت دقیق برای هر زوج متفاوت است و به عمق خیانت، صداقت شریک خیانتکار و سرعت پاسخدهی به نیازهای عاطفی طرف آسیبدیده بستگی دارد. [نیاز به بررسی بیشتر: بازهٔ زمانی دقیق آماری برای بازسازی کامل اعتماد در ادبیات پژوهشی بهروشنی گزارش نشده است.]
آیا باید همهچیز را بخشید تا رابطه ادامه پیدا کند؟
بخشش یک انتخاب شخصی است، نه یک الزام درمانی. برخی زوجدرمانگران بر این باورند که رابطه میتواند بدون بخشش کامل هم ادامه پیدا کند، اگر اعتماد رفتاری و شفافیت بهتدریج بازسازی شود. مهمتر از فراموشکردن، توانایی صحبت دربارهٔ آنچه رخ داد بدون فروپاشی احساسی است.
چرا برخی افراد بیشتر از دیگران در معرض خیانتاند؟
پژوهشها نشان میدهند سبک دلبستگی نامطمئن، بهویژه اضطراب یا اجتناب بالا در رابطه، با احتمال بیشتر خیانت مرتبط است. این ریشهها معمولاً به تجربههای دلبستگیِ دوران کودکی برمیگردند و در زوجدرمانی و گاهی رواندرمانی فردی قابل کار کردن هستند.
روایت رایج این است که خیانت همیشه بهمعنای پایان رابطه است؛ اما دادههای پژوهشی چیز دیگری میگویند. با کمک تخصصی و تعهد دوطرفه، بسیاری از زوجها نهتنها رابطه را حفظ میکنند، بلکه به سطح تازهای از صداقت و نزدیکی میرسند که پیش از بحران وجود نداشت. این مسیر آسان نیست، اما ناممکن هم نیست.
به دنبال مشاوره ی حرفهای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟
اگر به دنبال راههای بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیههای تخصصی نیاز دارید، برای «دریافت مشاوره» با دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل) میتوانید از اینجا با ما در ارتباط باشید.
منابع
- Coop Gordon, K., & Mitchell, E. A. (2020). Infidelity in the Time of COVID-19. Family Process, 59(3), 956–966. DOI: 10.1111/famp.12576 — PMID: 32621371
- Ghiasi, N., Rasoal, D., Haseli, A., & Feli, R. (2023). The interplay of attachment styles and marital infidelity: A systematic review and meta-analysis. Heliyon, 10(1), e23261. DOI: 10.1016/j.heliyon.2023.e23261 — PMID: 38163207
- Peluso, P. R., Irvine, T., & Marquez, A. (2026). Couples satisfaction, relationship status, and symptom change after Gottman method couples therapy for infidelity: A dyadic analysis. Psychotherapy Research. DOI: 10.1080/10503307.2026.2689634 — PMID: 42329190
- Freud, S. (1920). Beyond the Pleasure Principle. In J. Strachey (Ed. & Trans.), The Standard Edition of the Complete Psychological Works of Sigmund Freud (Vol. 18). London: Hogarth Press.
Image Credits: تصاویر ۱ تا ۳ — AI-generated / Nano Banana 2 via fal.ai







