سرکوب هیجان پشت لبخند، احساس را از بین نمی‌برد. مرور شواهد تازهٔ PubMed دربارهٔ مثبت‌اندیشی سمی، پذیرش، و اثر آن بر رابطه و میل جنسی.
زمان مطالعه: 9 دقیقه

مراجعی که می‌گوید «من خوبم، فقط یک‌کم خسته‌ام»، معمولاً راست می‌گوید — دربارهٔ خستگی. لبخندی که همراه این جمله می‌آید سال‌هاست تمرین شده و کارش کوتاه‌کردن گفت‌وگوست. یاد گرفته‌ایم که غم، ضعف است و «انرژی منفی» چیزی است که باید از دیگران دور نگه داشت. پرسش این نوشته ساده است: وقتی احساس را پشت لبخند پنهان می‌کنیم، آن احساس کجا می‌رود؟

این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم می‌شود.

چرا سرکوبِ یک احساس، همان احساس را بزرگ‌تر می‌کند؟

چون سرکوب، بیان بیرونیِ هیجان را خاموش می‌کند نه خودِ هیجان را. بدن برانگیخته می‌ماند، ذهن درگیر است، و حالا یک بار اضافه هم هست: نگه‌داشتنِ ماسک. در روان‌شناسی نامش «سرکوبِ بیانِ هیجان» است.

بزرگ‌ترین تصویر موجود، فراتحلیلی است که آوریل ۲۰۲۵ در Nature Human Behaviour منتشر شد: ۲۴۹ مقاله، ۱۵۰٬۴۷۴ شرکت‌کننده، ۸۶۱ اندازهٔ اثر، از ۳۷ کشور. یافتهٔ محوری‌اش این نیست که سرکوب همه‌جا یک‌اندازه بد است؛ برعکس، نشان می‌دهد فرهنگ شدت آسیب را تعیین می‌کند: در جامعه‌های رقابتی‌تر و در نمونه‌های جوان‌تر، زیان‌بارتر بود.

برای ایرانیِ ساکن تورنتو یا لس‌آنجلس این یعنی شما در بافتی سرکوب می‌کنید که هزینه‌اش بالاتر است. محدودیت را صریح بگویم: این داده‌ها همبستگی‌اند نه علیت، و بر خودگزارشی تکیه دارند.

از منظر روانکاوانه، این چیز تازه‌ای نیست. فروید نامش را Verdrängung گذاشت و اصرار داشت که آنچه از آگاهی بیرون رانده می‌شود نابود نمی‌شود، بلکه در جای دیگری برمی‌گردد: در بی‌خوابی، در خشم بی‌تناسب سر یک موضوع بی‌اهمیت، در بی‌میلی جنسی. قرن بیست‌ویکم فقط به این ایده عدد و تصویربرداری مغزی اضافه کرد.

روانشناس بالینی در جلسهٔ درمان دربارهٔ سرکوب هیجان و مثبت‌اندیشی اجباری
کار جلسهٔ درمان، عوض‌کردن احساس نیست؛ اجازه‌دادن به آن است — تصویر: بازآفرینی هنری با هوش مصنوعی / Gemini 3.1 Flash Image via OpenRouter

پذیرش چیست و چه فرقی با تسلیم‌شدن دارد؟

پذیرش یعنی قضاوت‌نکردنِ آنچه در درون شما می‌گذرد. یعنی به‌جای «نباید این‌طور حس کنم»، بگویید «الان این را حس می‌کنم». این با تسلیم‌شدن در برابر موقعیت یکی نیست — و این تمایز، دقیقاً همان‌جایی است که بیشتر آدم‌ها اشتباه می‌کنند.

فورد و همکارانش در Journal of Personality and Social Psychology (۲۰۱۸) این را در سه مطالعه سنجیدند: نمونهٔ ۱٬۰۰۳ نفری، مطالعهٔ آزمایشگاهی ۱۵۶ نفری، و پیگیری شش‌ماههٔ ۲۲۲ نفری. کسانی که تجربهٔ ذهنی‌شان را بدون قضاوت می‌پذیرفتند، در تنش‌های روزمره هیجان منفی کمتری داشتند و شش ماه بعد سلامت روانِ بهتری.

اما نکتهٔ تیز پژوهش این بود: اثر مفید فقط برای پذیرشِ تجربهٔ ذهنی دیده شد، نه برای پذیرشِ خودِ موقعیت. یعنی «غمم را می‌پذیرم» کار می‌کند؛ «این وضعیتِ غیرقابل‌قبول را می‌پذیرم» نه. کسی که در یک رابطهٔ بی‌احترام است، قرار نیست رابطه را بپذیرد — قرار است خشمش را بپذیرد و بعد با آن خشم تصمیم بگیرد.

در اتاق درمان همین الگو مدام تکرار می‌شود: مراجع خیال می‌کند از او خواسته‌اند «کنار بیاید» و مقاومت می‌کند — به‌حق. وقتی روشن می‌شود قرار نیست موقعیت را بپذیرد، فقط اسم احساسش را بیاورد، مقاومت در همان جلسه فرو می‌ریزد. محدودیت: نمونه عمدتاً آمریکایی و سنجه‌ها خودگزارشی.

چرا گفتنِ «I’m fine» به زبان دوم آرام‌مان نمی‌کند؟

چون مغز، نام‌گذاری هیجان را وقتی به‌عنوان تنظیم هیجان می‌پذیرد که کلمه واقعاً بار عاطفی داشته باشد — و کلمهٔ زبان دوم، برای بیشتر مهاجران، این بار را ندارد.

پایهٔ ماجرا آزمایش کلاسیک لیبرمن و همکارانش در Psychological Science (۲۰۰۷) است: وقتی آدم هیجانش را به کلمه تبدیل می‌کند، فعالیت آمیگدال — مرکز هشدار مغز — پایین می‌آید و در عوض قشر پیش‌پیشانی جانبی-شکمیِ راست فعال می‌شود. یعنی «اسم بردن» صرفاً یک توصیهٔ اخلاقی نیست؛ یک عملیات عصبی قابل‌اندازه‌گیری است.

حالا بخش جالب برای جامعهٔ ایرانیِ خارج از ایران: ویوس و همکارانش در Affective Science (۲۰۲۱) همین آزمایش را با ۲۶ دوزبانهٔ نامتوازن تکرار کردند — کسانی که زبان دومشان روان است ولی مادری نیست. نتیجه وارونه بود. نام‌گذاری هیجان به زبان دوم نه‌تنها آمیگدال را آرام نکرد، بلکه فعالیتش را بیشتر از زبان مادری بالا برد.

ترجمهٔ بالینی‌اش: اگر در تورنتو، ریچموندهیل، ونکوور یا لس‌آنجلس تمام روز به انگلیسی زندگی می‌کنید و شب هم به انگلیسی به خودتان می‌گویید «I’m fine»، دارید دو کار هم‌زمان می‌کنید — سرکوب، و از دست دادنِ تنها ابزاری که می‌توانست جایش را بگیرد. برای بسیاری از مراجعان، «دلم گرفته» کاری می‌کند که «I feel down» نمی‌کند. [نیاز به بررسی بیشتر: نمونهٔ این مطالعه فقط ۲۶ نفر بود و تا امروز با نمونهٔ بزرگ تکرار نشده؛ تعمیم آن به همهٔ دوزبانه‌ها زودهنگام است.]

زوج در گفت‌وگوی شبانه و نام‌بردن احساس به زبان مادری به‌جای سرکوب هیجان
لحظه‌ای که کلمه پیدا می‌شود، بدن پیش از ذهن آرام می‌گیرد — تصویر: بازآفرینی هنری با هوش مصنوعی / Gemini 3.1 Flash Image via OpenRouter

سکوت هیجانی در اتاق‌خواب چه بر سر میل می‌آورد؟

گفت‌وگوی جنسی را خراب می‌کند، و این اندازه‌گیری شده است. در پژوهشی در Journal of Sex Research (۲۰۲۳)، ۶۴ زوج که مرد کم‌میلی جنسیِ آزارنده داشت بررسی شدند. هرچه مرد بیشتر هیجانش را سرکوب می‌کرد، ابرازگری جنسی‌اش پایین‌تر بود و هر دو طرف گفت‌وگوی جنسی را ضعیف‌تر گزارش می‌کردند. سرکوب فقط حال سرکوب‌کننده را بد نمی‌کند؛ اتاق را ساکت می‌کند.

اما باید هر دو سمت ترازو را گذاشت. وکباخر و بیکر در Journal of Family Psychology (۲۰۱۸) روی زوج‌های تازه‌ازدواج‌کرده چیزی یافتند که خوشایند نیست ولی واقعی است: کسانی که همسرشان کم‌پشتیبان یا افسرده بود، اگر هیجانشان را پنهان می‌کردند رضایت بیشتری حفظ می‌کردند — چون بی‌پاسخ‌ماندن را به «او خبر نداشت» نسبت می‌دادند نه به بی‌اعتنایی. در مقابل، کسانی که همسر حمایتگر داشتند با سرکوب ناراضی‌تر شدند.

یافتهٔ اصلی را صریح بنویسم: سرکوب، یک بیمه‌نامه است، نه یک راه‌حل. در رابطه‌ای که پاسخ نمی‌گیرید از شما در برابر ناامیدی محافظت می‌کند؛ در رابطه‌ای که پاسخ می‌گیرید فقط جلوی پاسخ را می‌گیرد. مسئله این است که بدانید در کدام رابطه هستید. محدودیت هر دو مطالعه: نمونه‌ها کوچک و عمدتاً غربی، سنجه‌ها خودگزارشی.

بیشتر بخوانید: اختلاف میل جنسی در زوج‌ها · خواب و میل جنسی · English version of this article

سوالات پرتکرار شما از سایت «بهکام»

فرق مثبت‌اندیشی سالم با مثبت‌اندیشی سمی چیست؟

مثبت‌اندیشی سالم بعد از دیدن و نام‌بردن احساس می‌آید: «ترسیدم، و حالا دنبال راه‌حل می‌گردم.» مثبت‌اندیشی سمی جای آن احساس می‌نشیند و اجازهٔ دیده‌شدنش را نمی‌دهد: «نباید بترسی، همه‌چیز خوب است.» اولی انتخاب اضافه می‌کند، دومی انتخاب کم می‌کند.

اگر احساسم را نشان دهم، به دیگران آسیب نمی‌زنم؟

ابراز احساس با تخلیهٔ احساس روی دیگری یکی نیست. «الان عصبانی‌ام و نیاز دارم بیست دقیقه تنها باشم» ابراز است. فریادزدن، تخلیه است. پژوهش‌ها اثر مثبت را برای نام‌بردن و توضیح‌دادن نشان می‌دهند، نه برای پرتاب‌کردن.

چرا به زبان فارسی راحت‌تر از احساسم حرف می‌زنم؟

شواهد تصویربرداری مغزی نشان می‌دهد نام‌گذاری هیجان به زبان مادری، پاسخ هشدار مغز را پایین می‌آورد، در حالی که همین کار به زبان دوم ممکن است اثر معکوس داشته باشد. برای مهاجران، جلسهٔ درمان به زبان مادری صرفاً راحت‌تر نیست؛ ممکن است مؤثرتر هم باشد.

سرکوب هیجان روی میل جنسی هم اثر می‌گذارد؟

بله، عمدتاً از مسیر گفت‌وگو. در زوج‌هایی که یکی از طرفین هیجانش را دربارهٔ رابطهٔ جنسی پنهان می‌کند، هر دو نفر کیفیت گفت‌وگوی جنسی را پایین‌تر گزارش می‌کنند و ابرازگری جنسی کاهش می‌یابد. سکوت، خودش یک پیام است — و معمولاً پیام اشتباهی منتقل می‌کند.

حال خوب، محصولِ صداقت است نه محصولِ لبخند

هیچ‌کدام از این یافته‌ها نمی‌گوید خوش‌بینی بد است. می‌گویند خوش‌بینیِ پایدار از دلِ دیده‌شدنِ احساس بیرون می‌آید، نه از دور زدنش. کوچک‌ترین قدم عملی‌اش شاید همین باشد: امشب پیش از خواب، به‌جای «خوبم»، یک جملهٔ دقیق‌تر به زبان مادری‌تان پیدا کنید. همین یک جمله، از نظر آنچه در مغز می‌گذرد، با «خوبم» یکی نیست.

به دنبال مشاوره ی حرفه‌ای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟

اگر به دنبال راه‌های بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیه‌های تخصصی نیاز دارید، برای «دریافت مشاوره» با دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل) می‌توانید از اینجا با ما در ارتباط باشید.

منابع

  1. Chen MS, Cai Q, Omari D, Sanghvi DE, Lyu S, Bonanno GA. Emotion regulation and mental health across cultures: a systematic review and meta-analysis. Nature Human Behaviour. 2025;9(6):1176–1200. PMID: 40234629. DOI: 10.1038/s41562-025-02168-8
  2. Ford BQ, Lam P, John OP, Mauss IB. The psychological health benefits of accepting negative emotions and thoughts: laboratory, diary, and longitudinal evidence. Journal of Personality and Social Psychology. 2018;115(6):1075–1092. PMID: 28703602. DOI: 10.1037/pspp0000157
  3. Lieberman MD, Eisenberger NI, Crockett MJ, Tom SM, Pfeifer JH, Way BM. Putting feelings into words: affect labeling disrupts amygdala activity in response to affective stimuli. Psychological Science. 2007;18(5):421–428. PMID: 17576282. DOI: 10.1111/j.1467-9280.2007.01916.x
  4. Vives ML, Costumero V, Ávila C, Costa A. Foreign language processing undermines affect labeling. Affective Science. 2021;2(2):199–206. PMID: 36043168. DOI: 10.1007/s42761-021-00039-9
  5. Wang GA, Corsini-Munt S, Dubé JP, McClung E, Rosen NO. Regulate and communicate: associations between emotion regulation and sexual communication among men with hypoactive sexual desire disorder and their partners. Journal of Sex Research. 2023;60(3):325–335. PMID: 35852490. DOI: 10.1080/00224499.2022.2092588
  6. Weckbacher LE, Baker LR. Partners’ depressive symptoms moderate the effects of expressive suppression. Journal of Family Psychology. 2018;32(8):1120–1129. PMID: 30407036. DOI: 10.1037/fam0000483
  7. Freud S. Repression (1915). In: The Standard Edition of the Complete Psychological Works of Sigmund Freud, Vol. XIV. London: Hogarth Press. [نیاز به بررسی بیشتر: شمارهٔ دقیق صفحات در ویرایش استاندارد راستی‌آزمایی نشده است.]

ارجاع‌های ۱ تا ۶ از پایگاه PubMed استخراج شده‌اند.

Image Credits

هر سه تصویر این نوشته با هوش مصنوعی و به‌صورت اختصاصی برای behckam.com ساخته شده‌اند — Images: AI-generated for Behckam.com / Gemini 3.1 Flash Image via OpenRouter. هیچ تصویر استوک، هیچ چهرهٔ واقعی و هیچ محتوای دارای کپی‌رایت شخص ثالث در این صفحه به کار نرفته است.


مقالات پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا