زمان مطالعه: 2 دقیقه

این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم می‌شود.

لب سرخ و جام شراب؛ لعل نگار و خندهٔ جام در غزل حافظ
لعلِ نگار و خندهٔ جام — همان دو چیزی که حافظ می‌گوید توبه از آن‌ها را عقل تصدیق نمی‌کند. — Image: AI-generated / Gemini 3.1 Flash Image via OpenRouter

متن کامل غزل شمارهٔ ۲۹۸ حافظ

مقامِ امن و میِ بی‌غَش و رفیقِ شفیق   •   گَرَت مدام میسّر شود، زهی توفیق

جهان و کارِ جهان جمله هیچ بَر هیچ است   •   هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق

دریغ و دَرد که تا این زمان ندانستم   •   که کیمیایِ سعادت، رفیق بود، رفیق

به مَأمَنی رو و فرصت شمُر غنیمتِ وقت   •   که در کمینگهِ عمرند قاطعانِ طریق

بیا که توبه ز لعلِ نگار و خندهٔ جام   •   حکایتی‌ست که عقلش نمی‌کُند تصدیق

اگر چه مویِ میانت به چون منی نرسد   •   خوش است خاطرم از فکرِ این خیالِ دقیق

حلاوتی که تو را در چَهِ زَنَخدان است   •   به کُنهِ آن نرسد صد‌ هزار فکرِ عمیق

اگر به رنگِ عقیقی شد اشکِ من، چه عَجب؟   •   که مُهرِ خاتمِ لَعلِ تو هست همچو عقیق

به خنده گفت که «حافظ! غلامِ طبعِ تواَم»   •   ببین که تا به چه حدَّم همی کُند تحمیق

منبع متن: گنجور — غزل شمارهٔ ۲۹۸

به دنبال مشاوره ی حرفه‌ای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟

اگر به دنبال راه‌های بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیه‌های تخصصی نیاز دارید، برای «دریافت مشاوره» با دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل) می‌توانید از اینجا با ما در ارتباط باشید.

مقالات پیشنهادی

4 دیدگاه دربارهٔ «بیا که توبه ز لعل نگار؛ غزل ۲۹۸ حافظ»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا