این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم میشود.

متن کامل غزل شمارهٔ ۶۵ سعدی
عیب یاران و دوستان هنر است • سخن دشمنان نه معتبر است
مُهر مِهر از درون ما نرود • ای برادر که نقش بر حجر است
چه توان گفت در لطافت دوست • هر چه گویم از آن لطیفتر است
آن که منظور دیده و دل ماست • نتوان گفت شمس یا قمر است
هر کسی گو به حال خود باشید • ای برادر که حال ما دگر است
تو که در خواب بودهای همه شب • چه نصیبت ز بلبل سحر است
آدمی را که جان معنی نیست • در حقیقت درخت بیثمر است
ما پراکندگان مجموعیم • یار ما غایب است و در نظر است
برگ تر خشک میشود به زمان • برگ چشمان ما همیشه تر است
جان شیرین فدای صحبت یار • شرم دارم که نیک مختصر است
این قدر دونِ قدر اوست ولیک • حد امکان ما همین قدر است
پرده بر خود نمیتوان پوشید • ای برادر که عشق پرده در است
سعدی از بارگاه قربت دوست • تا خبر یافتهست بیخبر است
ما سر اینک نهادهایم به طوع • تا خداوندگار را چه سر است
منبع متن: گنجور — غزلیات سعدی، غزل شمارهٔ ۶۵
به دنبال مشاوره ی حرفهای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟
اگر به دنبال راههای بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیههای تخصصی نیاز دارید، برای «دریافت مشاوره» با دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل) میتوانید از اینجا با ما در ارتباط باشید.