از منظر روان‌شناختی، اعتیاد به عشق معمولاً ریشه در تجربیات سال‌های اولیه زندگی دارد. رهاشدگی، بی‌توجهی عاطفی، نبود امنیت هیجانی و الگوهای دلبستگی ناایمن از مهم‌ترین عوامل هستند.
زمان مطالعه: 3 دقیقه

از منظر روان‌شناختی، اعتیاد به عشق معمولاً ریشه در تجربیات سال‌های اولیه زندگی دارد. رهاشدگی، بی‌توجهی عاطفی، نبود امنیت هیجانی و الگوهای دلبستگی ناایمن از مهم‌ترین عوامل هستند.

این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم می‌شود.

بسیاری از افراد در بزرگسالی، روابطی را تکرار می‌کنند که با نیازهای برآورده‌نشده دوران کودکی آن‌ها همخوانی دارد. در این شرایط، رابطه به یک پناه عاطفی تبدیل می‌شود. فرد برای احساس ارزشمندی یا آرامش، به حضور طرف مقابل وابسته می‌ماند.

در این نوع روابط، وابستگی عاطفی به‌تدریج افزایش می‌یابد. فرد بدون حضور دیگری احساس خلأ می‌کند و توانایی تنظیم هیجانات خود را از دست می‌دهد. این وضعیت می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری الگوهای ناسالم در روابط عاطفی شود.

وابستگی بیمارگونه و تاثیر آن بر هویت فرد

در بسیاری از موارد، اعتیاد به عشق با مفاهیمی مانند وابستگی بیمارگونه و درهم‌تنیدگی همراه است. در این حالت، فرد مسئولیت عاطفی طرف مقابل را بیش از حد بر عهده می‌گیرد.

این موضوع باعث می‌شود هویت فرد به‌تدریج کمرنگ شود. احساس خودارزشمندی نیز به رابطه وابسته می‌شود. در نتیجه، فرد بدون رابطه احساس بی‌ارزشی یا پوچی می‌کند.

پیشنهاد ما مطالعه مقاله:

تاثیر داروهای لاغری بر رابطه جنسی و کاهش سرطان روده

برخی اختلالات روانی نیز می‌توانند این الگوها را تشدید کنند. از جمله:

  • اختلال وسواس فکری عملی (OCD)
  • اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD)
  • اضطراب
  • افسردگی
  • اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

این اختلالات معمولاً با تکانشگری، دشواری در کنترل هیجانات و نیاز به تحریک عاطفی همراه هستند. همین عوامل می‌توانند وابستگی در روابط را تقویت کنند.

ارتباط اعتیاد به عشق با سایر وابستگی‌ها

داده‌ها نشان می‌دهد برخی از افراد دارای الگوی اعتیاد به عشق، هم‌زمان با انواع دیگر اعتیاد نیز درگیر هستند. این اعتیادها می‌تواند شامل مصرف مواد مخدر، محرک‌ها یا رفتارهای اعتیادآور دیگر باشد. در این شرایط، رابطه عاطفی به ابزاری برای خودتسکینی تبدیل می‌شود. فرد از رابطه برای کاهش اضطراب، تنهایی یا دردهای درونی استفاده می‌کند. اگرچه اعتیاد به عشق در نظام‌های رسمی طبقه‌بندی اختلالات روانی به‌طور مستقل تعریف نشده است، اما روش‌های درمانی مؤثری برای آن وجود دارد.

روان‌درمانی یکی از مهم‌ترین این روش‌ها است. این فرآیند به فرد کمک می‌کند:

  • الگوهای تکرارشونده را شناسایی کند
  • مرزهای سالم ایجاد کند
  • از ایده‌آل‌سازی رابطه فاصله بگیرد
  • نیازهای واقعی عاطفی خود را بشناسد

نقش درمان و گروه‌های حمایتی در بهبود

گروه‌های حمایتی نیز نقش مهمی در بهبود این وضعیت دارند. این گروه‌ها امکان گفتگو، کاهش احساس تنهایی و یادگیری روابط سالم را فراهم می‌کنند.

در این فضا، افراد می‌توانند تجربه‌های خود را به اشتراک بگذارند و معیارهای جدیدی برای عشق تعریف کنند. تمرکز این گروه‌ها بر تقویت رفتارهای سالم و حذف الگوهای ناسالم است. هدف اصلی، حذف عشق نیست. بلکه هدف، حرکت به سمت روابط سالم، پایدار و مبتنی بر عزت‌نفس است.

با وجود ادامه تحقیقات در این حوزه، بسیاری از متخصصان بر این نکته توافق دارند که عشق ذاتاً اعتیادآور نیست. بلکه برخی افراد، به دلیل تجربه‌های گذشته یا ساختار روانی خود، ممکن است به رابطه وابسته شوند. این الگو قابل تغییر است. با آگاهی و درمان مناسب، می‌توان آن را به فرصتی برای رشد فردی و ایجاد روابط سالم‌تر تبدیل کرد.

به دنبال مشاوره ی حرفه‌ای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟

اگر به دنبال راه‌های بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیه‌های تخصصی نیاز دارید، برای دریافت مشاورهبا دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل)‌می‌توانیداز اینجا با ما در ارتباط باشید.

منبع : Independent

مقالات پیشنهادی

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا