متن کامل هشت بیت غزل شمارهٔ ۱۰۵ حافظ مستقیم از گنجور، با یادداشت لغوی کوتاه، ارجاع به داستان سیاوش در شاهنامه، و یک خوانش روان‌کاوانه
زمان مطالعه: 7 دقیقه

این غزل با یک شرط شروع می‌شود و با یک آرزو تمام می‌شود. شرط، در همان مصرع اول است: «به اندازه». آرزو، در مقطع: حلقهٔ بندگی در گوش. میان این دو، هشت بیت فاصله است و یک پرسش که هنوز هم در اتاق درمان پرسیده می‌شود — چه وقت سپردنِ خود، ساختن است و چه وقت تکرارِ زخم؟

این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم می‌شود.

متن کامل غزل شمارهٔ ۱۰۵ حافظ

صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد • ور نه اندیشهٔ این کار فراموشش باد

آن که یک جرعه مِی از دست توانَد دادن • دست با شاهدِ مقصود در آغوشش باد

پیرِ ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت • آفرین بر نظرِ پاکِ خطاپوشَش باد

شاهِ تُرکان، سخنِ مدعیان می‌شِنَوَد • شرمی از مَظلَمِهٔ خونِ سیاوشش باد

گر چه از کِبر، سخن با منِ درویش نگفت • جان فدایِ شِکَرین‌پستهٔ خاموشش باد

چشمم از آینه‌دارانِ خط و خالش گشت • لبم از بوسه‌رُبایانِ بَر و دوشش باد

نرگسِ مست نوازش‌کُنِ مردم‌دارَش • خونِ عاشق به قدح گر بِخورد نوشش باد

به غلامیِ تو مشهورِ جهان شد حافظ • حلقهٔ بندگیِ زلفِ تو در گوشش باد

منبع متن: گنجور — حافظ، غزلیات، غزل شمارهٔ ۱۰۵

زن جوان با موی بلند و جام شراب در نور چراغ — باده در غزل ۱۰۵ حافظ
«آن که یک جرعه مِی از دست توانَد دادن» — ارزش در توانِ رها کردن است، نه در نوشیدن — Image: AI-generated / Gemini 3.1 Flash Image via OpenRouter

یادداشت لغوی — فقط آن‌چه برای خواندن لازم است

جرعه: یک نفَس نوشیدن، مقدار کم. شاهدِ مقصود: همان کسی که خواسته‌اند و به او می‌رسند. قلمِ صُنع: قلمِ ساختن و آفریدن. خطاپوش: کسی که عیب را می‌پوشاند. شکَرین‌پسته: دهان کوچک و شیرین معشوق. خط و خال: موی تازه‌رستهٔ روی صورت و نشان روی پوست. بَر و دوش: سینه و شانه. نرگسِ مست: چشمِ خمار معشوق. قدح: پیاله. مَظلَمِه: دادخواهیِ خون.

یک ارجاع بیرونی هم در غزل هست که بی‌توضیح گنگ می‌ماند: «شاهِ تُرکان» و «خونِ سیاوش» اشاره‌ای است به داستان سیاوش در شاهنامهٔ فردوسی — شاهزاده‌ای که به ناحق و بر پایهٔ سخنِ بدخواهان کشته شد. حافظ در میانهٔ یک غزل عاشقانه، ناگهان یک یادآوری سیاسی می‌گذارد.

«به اندازه» — شرطی که در مصرع اول گذاشته شده

پاسخ کوتاه: غزل با یک قید کمّی آغاز می‌شود، نه با یک منع. و همین تفاوت، کل لحن را تعیین می‌کند.

«صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد / ور نه اندیشهٔ این کار فراموشش باد.» شرط، مصرف نیست؛ اندازه است. و بلافاصله بیت دوم تصویر را برمی‌گرداند: کسی که بتواند «یک جرعه» را از دست بدهد، شایستهٔ در آغوش کشیدنِ مقصود است. یعنی ارزش نه در نوشیدن است و نه در نخوردن — در توانِ رها کردن است.

این دقیقاً همان چیزی است که در زبان بالینی «تنظیم» نامیده می‌شود، نه «پرهیز». تفاوتشان در اتاق درمان بسیار عملی است: کسی که رفتاری را با اراده‌ی صرف سرکوب می‌کند، معمولاً در بازگشت شدیدتر عمل می‌کند؛ کسی که ظرفیت تحملِ نخواستن را ساخته، انتخاب دارد. غزل، اولی را نمی‌ستاید.

⚠️ این بند توصیه به مصرف هیچ ماده‌ای نیست. «باده» در این متن نقش ادبی دارد؛ آن‌چه این‌جا از آن دفاع می‌شود توانِ تنظیم است، نه شیء تنظیم‌شونده.

نمای نزدیک زلف بلند روی شانهٔ برهنه و دست در میان مو — «حلقهٔ بندگیِ زلفِ تو»
مقطع غزل، آرزوی یک بندگیِ انتخابی است — و انتخاب، همان چیزی است که آن را از تکرار جدا می‌کند — Image: AI-generated / Gemini 3.1 Flash Image via OpenRouter

«حلقهٔ بندگیِ زلف» — سپردنِ داوطلبانه در نگاه روان‌کاوانه

پاسخ کوتاه: مقطع این غزل، آرزوی یک بندگیِ انتخابی است. پژوهش امروز نشان می‌دهد این آرزو به‌خودی‌خود آسیب‌شناختی نیست — آن‌چه تعیین‌کننده است، آزادیِ همان «بله» است.

در پژوهشی که سال ۲۰۲۳ در Journal of Sex Research منتشر شد، ۲۶۱ شرکت‌کننده روایت‌های عاشقانه و اروتیک نوشتند و متنشان با نرم‌افزار تحلیل زبان بررسی شد. الگو روشن بود: کسانی که نقش مسلط داشتند بیشتر از واژگان مالکیت، مسئولیت و توجه به دیگری استفاده می‌کردند، و کسانی که نقش تسلیم داشتند بیشتر به پویاییِ قدرت و به خود ارجاع می‌دادند. نکتهٔ جالب‌تر: روایت‌های اهل این حوزه واژگان ادراکی بیشتری داشت — نشانهٔ روایتی جزئی‌نگرتر و حاضرتر.

ولی همین‌جا باید سایه را هم دید. در مقاله‌ای که سال ۲۰۲۶ در Rivista di Psichiatria منتشر شد، نویسندگان با خوانشی روان‌پویشی و بر پایهٔ نظریهٔ دلبستگی، پرسشی را مطرح کردند که به‌نظر من مهم‌ترین پرسش این حوزه است: «یک بله چقدر واقعاً آزاد است؟» آن‌ها صریح می‌نویسند که هدفشان بیمارانگاری این رفتارها نیست، بلکه پرسیدن این است که چه وقت این فضا محلِ بازسازی «خود» است و چه وقت صحنه‌ای برای تکرارِ اجباریِ رنجِ پردازش‌نشده.

محدودیت: مقالهٔ دوم یک تحلیل موردیِ مبتنی بر یک اثر سینمایی است، نه پژوهش تجربی؛ ارزش آن در صورت‌بندی پرسش است، نه در تعمیم آماری.

موضع من: تفاوت میان سپردنِ سازنده و تکرارِ زخم، در شدت رفتار نیست — در این است که فرد بتواند بیرون از آن رابطه هم همان اندازه خودش باشد. «حلقهٔ بندگی» وقتی زیباست که حلقه، قابل درآوردن باشد.

پیشنهاد مطالعه: Kink and Wellbeing: What Does the Research Actually Show? · عدم لذت جنسی در زنان؛ هفت علت واقعی · بهار آمد بهار آمد؛ غزل ۶۲ مولانا

سوالات پرتکرار شما از سایت «بهکام»

این غزل از کیست و شمارهٔ آن چند است؟

غزل شمارهٔ ۱۰۵ حافظ با مطلع «صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد». متن کامل هشت بیت آن در همین صفحه مستقیماً از پایگاه گنجور آمده است.

«خون سیاوش» در این غزل به چه اشاره دارد؟

به داستان سیاوش در شاهنامهٔ فردوسی — شاهزاده‌ای که بر پایهٔ سخنِ بدخواهان و به ناحق کشته شد. حافظ در میانهٔ یک غزل عاشقانه یک یادآوری سیاسی می‌گذارد و از شنیدنِ سخنِ مدعیان هشدار می‌دهد.

«به اندازه» یعنی چه؟

یک قید کمّی، نه یک منع. غزل بلافاصله در بیت دوم روشن می‌کند که ارزش در توانِ رها کردن است، نه در خودِ نوشیدن یا نخوردن. در زبان بالینی به این «تنظیم» می‌گویند، در برابر «پرهیزِ صرف».

«حلقهٔ بندگی زلف» را چطور باید خواند؟

به‌عنوان آرزوی یک سپردنِ انتخابی. پژوهش امروز نشان می‌دهد چنین میلی به‌خودی‌خود آسیب‌شناختی نیست؛ آن‌چه تعیین‌کننده است این است که آن «بله» چقدر آزاد باشد و فرد بیرون از آن رابطه هم بتواند خودش باشد.

جمع‌بندی

این غزل میان دو قطب حرکت می‌کند و هیچ‌کدام را رد نمی‌کند: اندازه‌نگه‌داشتن در آغاز، و سپردنِ داوطلبانه در پایان. آن‌چه این دو را به هم وصل می‌کند یک چیز است — انتخاب. هم نوشیدن به اندازه یک انتخاب است، هم حلقه در گوش کردن.

و همان‌جا هم مرزِ بالینی روشن می‌شود: هر رفتاری که انتخاب باشد قابل بازبینی است؛ هر رفتاری که اجبار باشد، تکرار است. تفاوت در شدت نیست، در آزادی است.

⚠️ این مقاله توصیهٔ درمانی یا توصیه به مصرف هیچ ماده‌ای نیست. اگر الگوی رفتاری‌ای احساس اجبار دارد یا پس از آن پشیمانی پایدار می‌آورد، ارزیابی بالینی کمک‌کننده است.

به دنبال مشاوره ی حرفه‌ای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟

اگر به دنبال راه‌های بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیه‌های تخصصی نیاز دارید، برای «دریافت مشاوره» با دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل) می‌توانید از اینجا با ما در ارتباط باشید.

منابع

ارجاعات زیر از پایگاه PubMed بازیابی و راستی‌آزمایی شده‌اند:

  1. Crane PR, Ireland ME. Dominants, submissives, and bottom-up text analysis: exploring BDSM roles through romantic and erotic narratives. J Sex Res. 2023;60(4):452–462. PMID: 36018005. DOI
  2. Stoisman A, Ciocca G. A possible psychogenesis of the paraphilic behavior based on an interpretation of the film “La Pianiste”. Riv Psichiatr. 2026;61(2):87–92. PMID: 42200258. DOI
  3. Blumenthal SA, Young LJ. The neurobiology of love and pair bonding from human and animal perspectives. Biology (Basel). 2023;12(6):844. PMID: 37372130. DOI
  4. گنجور — حافظ، غزلیات، غزل شمارهٔ ۱۰۵ (متن کامل شعر). پیوند

Image Credits

AI-generated images. No real person is depicted. Image: AI-generated / Gemini 3.1 Flash Image via OpenRouter.

مقالات پیشنهادی

2 دیدگاه دربارهٔ «صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد؛ غزل ۱۰۵ حافظ»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا