آیا آگاهی مثل چراغی ثابت روشن است، یا مغز مدام میان «آنچه میبینیم» و «آنچه نمیدانیم که میبینیم» رفتوآمد میکند؟ یک پیشچاپ تازه از آزمایشگاه دوریس تسائو در دانشگاه برکلی، که در اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد، پاسخ دوم را پیشنهاد میکند. پژوهشگران نشان دادند که در قشر گیجگاهی تحتانی و قشر پیشپیشانی پستانداران نخستی، فعالیت عصبی حدود ۱۵ بار در ثانیه، یعنی تقریباً هر ۶۰ میلیثانیه، میان نمایش تصویرِ آگاهانه و تصویرِ سرکوبشده جابهجا میشود. این یافته هنوز داوری علمی نشده است، اما اگر تأیید شود، نشانی آگاهی را از «یک ناحیه» به «یک لحظه» منتقل میکند.
این مطلب توسط سایت دکتر سعید بهکام، روانشناس بالینی،مشاور و سکستراپ در ایران (تهران) و کانادا (تورنتو، ریچموندهیل و ونکوور) به شما همراهان و مشترکان عزیز سایت بهکام تقدیم میشود.
این آزمایش دقیقاً چه چیزی را اندازه گرفت؟
برای مطالعهٔ آگاهی، پژوهشگران به موقعیتی نیاز دارند که محرک ثابت بماند ولی تجربهٔ آگاهانه تغییر کند. تصویر معروف «گلدان یا دو چهره» نمونهٔ سادهای از آن است: نقش کاغذ عوض نمیشود، اما ما گاهی گلدان میبینیم و گاهی دو نیمرخ. تیم تسائو از روشی به نام «سرکوب با فلاش دوچشمی» استفاده کرد: دو تصویر متفاوت همزمان به دو چشم نشان داده میشود و پژوهشگر کنترل میکند کدامیک به آگاهی برسد و کدام، با وجود حضور مداوم روی شبکیه، از آگاهی بیرون بماند.
همزمان، با پروبهای «نوروپیکسلز» فعالیت هزاران نورون در «لکههای چهره»، یعنی نواحی تخصصی پردازش چهره در قشر گیجگاهی تحتانی، و نیز در قشر پیشپیشانی ثبت شد. پیش از این، همین گروه در سال ۲۰۲۰ در مجلهٔ eLife نشان داده بود که سلولهای چهره هم ادراک آگاهانه را بازنمایی میکنند و هم محرک سرکوبشده را؛ و در یک کوشش واحد میشد هر دو را از فعالیت عصبی رمزگشایی کرد. پرسش باز این بود: چطور یک جمعیت عصبی همزمان دو چیز متضاد را حمل میکند؟

چرا میگویند آگاهی در «زمان» است، نه در «مکان»؟
پاسخ در جزئیات زمانی بود. وقتی محرک و ادراک ثابت ماند، مغز حدود ۱۵ بار در ثانیه میان دو «ریزدورهٔ» آگاهانه و سرکوبشده جابهجا شد. در ریزدورههای آگاهانه، سیگنال خالصی از ادراک آگاهانه وجود داشت و پژوهشگران توانستند تصویر دیدهشده را از روی فعالیت عصبی بازسازی کنند. در ریزدورههای سرکوبشده، همین سیگنال برعکس شد و تصویرِ سرکوبشده را با دقت بازسازیپذیر کرد.
در سطح تکسلول هم همین الگو دیده شد: یک نورون در ریزدورهٔ آگاهانه به چهرهٔ دیدهشده پاسخ میداد و در ریزدورهٔ بعدی به چهرهٔ سرکوبشده. با این حال، دو حالت قرینهٔ کامل نبودند؛ در ریزدورههای آگاهانه، تنظیم ویژگیها تقویت میشد و دو دوره بهطور قابلاعتماد از هم تمیز داده میشدند. ثبتهای قشر پیشپیشانی هم نتایج مشابهی داشت. جمعبندی نویسندگان این است که دسترسی آگاهانه به «انتخاب زمانی» نیاز دارد، نه فقط به یک ناحیهٔ خاص؛ و به تعبیر خود تسائو، ادراک آگاهانه نه در یک منطقهٔ مغز، بلکه در یک «فاز زمانی» مشخص جای دارد.
این ایده بیسابقه نیست. روفن ونرولن در مروری در سال ۲۰۱۶ نشان داد که ادراک ممکن است بهصورت چرخههای پیاپی کار کند و در بینایی دستکم دو ریتم، حدود ۱۰ و ۷ هرتز، کنار هم وجود دارند. فیبلکورن و کاستنر هم در «نظریهٔ ریتمیک توجه» استدلال کردند که نمونهبرداری از محیط با ریتم تتا (۳ تا ۸ هرتز) گره خورده است، و لاندا و همکاران با مگنتوانسفالوگرافی نشان دادند که توجه به دو مکان با ریتمی حدود ۴ هرتز میان آنها جابهجا میشود. یافتهٔ تازه این ریتمها را به سطح خودِ محتوای آگاهی میبرد.
محدودیتها: مقاله پیشچاپ است و هنوز داوری همتا نشده؛ آزمایش روی پستانداران نخستی و فقط با محرک چهره انجام شده؛ و ادعای «واژگون کردن دههها نظریه» فعلاً ادعای نویسندگان است [نیاز به بررسی بیشتر: تکرار مستقل و تعمیم به انسان و به محرکهای دیگر].
فروید چه پیشبینی کرده بود و این یافته برای روانکاوی چه معنایی دارد؟
فروید در مقالهٔ «ناخودآگاه» (۱۹۱۵) تأکید کرد که محتوای ناخودآگاه غایب نیست؛ فعال است و بر رفتار اثر میگذارد، بیآنکه به آگاهی برسد. ده سال بعد، در «یادداشتی دربارهٔ لوح جادویی» (۱۹۲۵)، حدس زد که دستگاه ادراک و آگاهی پیوسته کار نمیکند، بلکه با تکانههای دورهای و سریع روشن و خاموش میشود، و همین کارکرد ناپیوسته را ریشهٔ مفهوم زمان دانست. شباهت این حدس با ریزدورههای ۶۰ میلیثانیهای چشمگیر است؛ اما شباهت اثبات نیست، و فروید دربارهٔ ساختار ذهن سخن میگفت، نه دربارهٔ نورونهای قشر گیجگاهی.

یک تمایز مهم بالینی هم لازم است: «سرکوب» در این آزمایش، سرکوب ادراکی یک تصویر بیرونی است، نه «واپسرانی» به معنای روانکاوانه، یعنی دور نگه داشتن یک میل یا خاطرهٔ دردناک از آگاهی. با این حال، یافته یک تصویر مفید به ما میدهد: آنچه از آگاهی بیرون مانده، در همان شبکهها و همان نورونها حضور دارد و فقط در لحظهای دیگر نمایش داده میشود. این تصویر با تجربهٔ اتاق درمان میخواند، جایی که لغزش زبانی، رؤیا یا واکنشی بیدلیل نشان میدهد محتوای ناخودآگاه هرگز واقعاً خاموش نشده است.
بیشتر بخوانید: اجبار به تکرار؛ چرا الگوهای دردناک را تکرار میکنیم؟ · درسهای فروید برای مردان
Read this article in English: Does Consciousness Switch 15 Times a Second?
سوالات پرتکرار شما از سایت «بهکام»
آیا یعنی ما ۱۵ بار در ثانیه بیهوش میشویم؟
نه. در این آزمایش، حیوان در تمام مدت آگاه بود و ادراکش ثابت ماند. آنچه جابهجا میشد، محتوایی بود که فعالیت عصبی بازنمایی میکرد: یک ریزدوره تصویر دیدهشده و ریزدورهٔ بعد تصویر سرکوبشده. تجربهٔ ما پیوسته به نظر میرسد، چون این تناوب سریعتر از آن است که حسش کنیم.
این یافته چقدر قطعی است؟
هنوز قطعی نیست. مقاله در اکتبر ۲۰۲۶ بهصورت پیشچاپ در bioRxiv منتشر شده و داوری همتا نشده است. آزمایش روی پستانداران نخستی و با تصویر چهره انجام شده و باید در آزمایشگاههای دیگر، با محرکهای دیگر و در انسان تکرار شود.
آیا این همان ناخودآگاه فروید است؟
مستقیم نه. سرکوب ادراکی یک تصویر با واپسرانی روانکاوانهٔ یک میل یا خاطره فرق دارد. اما یافته نشان میدهد محتوای بیرون از آگاهی در مغز حاضر و فعال است، و این با حدس فروید دربارهٔ ناخودآگاه فعال و کارکرد ناپیوستهٔ آگاهی همسو است.
این پژوهش چه کاربردی در زندگی روزمره دارد؟
فعلاً کاربرد مستقیم درمانی ندارد. ارزشش در فهم بنیادی است: اگر آگاهی به زمانبندی دقیق فعالیت عصبی وابسته باشد، پژوهشهای آینده دربارهٔ بیهوشی، کما، توجه و حتی هوش مصنوعی باید به ریتمها توجه کنند، نه فقط به اینکه کدام ناحیه فعال است.
نتیجهگیری
اگر یافتههای تیم تسائو تأیید شود، آگاهی را باید رقصی سریع در زمان دانست، نه چراغی ثابت در یک گوشهٔ مغز. همان نورونهایی که آنچه را میبینیم بازنمایی میکنند، لحظهای بعد آنچه را نمیدانیم که دیدهایم حمل میکنند. این تصویر، هم برای علوم اعصاب و هم برای روانکاوی، دری تازه میگشاید: آنچه از آگاهی بیرون مانده گم نشده است، و همین امکان میدهد در درمان دوباره به آن دسترسی پیدا کنیم.
به دنبال مشاوره ی حرفهای برای بهبود مسائل زناشویی و یا مسائل مربوط به سلامت روان خود هستید؟
اگر به دنبال راههای بیشتر برای بهبود سلامت جسمی، جنسی و روانی خود هستید یا به توصیههای تخصصی نیاز دارید، برای «دریافت مشاوره» با دکتر سعید بهکام، بهترین دکتر روانشناس و سکستراپ ایرانی (تهران) و یا در کانادا (تورنتو، ونکوور و ریچموندهیل) میتوانید از اینجا با ما در ارتباط باشید.
منابع
- Hesse JK, Lanfranchi FF, McGrory C, Shi Y, Engel TA, Tsao DY. Rapid alternation of conscious and suppressed stimulus representations in the primate brain. bioRxiv [preprint, not peer-reviewed]. 2026. DOI: 10.64898/2026.10.15.759299
- Hesse JK, Tsao DY. A new no-report paradigm reveals that face cells encode both consciously perceived and suppressed stimuli. eLife. 2020;9:e58360. PMID: 33174836 · DOI: 10.7554/eLife.58360
- VanRullen R. Perceptual Cycles. Trends Cogn Sci. 2016;20(10):723-735. PMID: 27567317 · DOI: 10.1016/j.tics.2016.07.006
- Fiebelkorn IC, Kastner S. A Rhythmic Theory of Attention. Trends Cogn Sci. 2019;23(2):87-101. PMID: 30591373 · DOI: 10.1016/j.tics.2018.11.009
- Landau AN, Schreyer HM, van Pelt S, Fries P. Distributed Attention Is Implemented through Theta-Rhythmic Gamma Modulation. Curr Biol. 2015;25(17):2332-7. PMID: 26279231 · DOI: 10.1016/j.cub.2015.07.048
- Freud S. The Unconscious (1915). Standard Edition, vol. 14. London: Hogarth Press.
- Freud S. A Note upon the ‘Mystic Writing-Pad’ (1925). Standard Edition, vol. 19. London: Hogarth Press.
Image Credits
- تصویر شاخص — Image: AI-generated / Gemini 3.1 Flash via OpenRouter
- تصویر ۱ — Image: AI-generated / Gemini 3.1 Flash via OpenRouter







