سعدی

زمان مطالعه: < 1 دقیقهنسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گُذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی

ادامه مطلب

زمان مطالعه: < 1 دقیقهگفتند خلایق که تویی یوسف ثانی چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

ادامه مطلب

زمان مطالعه: < 1 دقیقهشیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی

ادامه مطلب

زمان مطالعه: < 1 دقیقهگویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی

ادامه مطلب

زمان مطالعه: < 1 دقیقهوقت را غنیمت دان آن قدَر که بتْوانی حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی کام‌بخشیِ گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت دادِ عیش بستانی

ادامه مطلب

زمان مطالعه: < 1 دقیقهبیا که توبه ز لَعلِ نگار و خندهٔ جام حکایتیست که عقلش نمی‌کُنَد تَصدیق

ادامه مطلب

اشعار 2

زمان مطالعه: < 1 دقیقهزهر از قبل تو نوشدارو فحش از دهن تو طیبات است چون روی تو صورتی ندیدم در شهر که مبطل صلات است سعدی

ادامه مطلب

زمان مطالعه: < 1 دقیقهلب‌های تو خضر اگر بدیدی گفتی: «لب چشمه حیات است!» بر کوزهٔ آب نه دهانت بردار که کوزهٔ نبات است سعدی  

ادامه مطلب
پیمایش به بالا