زمان مطالعه: < 1 دقیقهنسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی گُذر به کوی فلان کن در آن زمان که تو دانی
سعدی
زمان مطالعه: < 1 دقیقهشیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
زمان مطالعه: < 1 دقیقهگویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند بیمار که دیدهست بدین سخت کمانی
زمان مطالعه: < 1 دقیقهوقت را غنیمت دان آن قدَر که بتْوانی حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی کامبخشیِ گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت دادِ عیش بستانی
زمان مطالعه: < 1 دقیقهبیا که توبه ز لَعلِ نگار و خندهٔ جام حکایتیست که عقلش نمیکُنَد تَصدیق
اشعار 2
زمان مطالعه: < 1 دقیقهزهر از قبل تو نوشدارو فحش از دهن تو طیبات است چون روی تو صورتی ندیدم در شهر که مبطل صلات است سعدی
زمان مطالعه: < 1 دقیقهلبهای تو خضر اگر بدیدی گفتی: «لب چشمه حیات است!» بر کوزهٔ آب نه دهانت بردار که کوزهٔ نبات است سعدی