دکتر سعید بهکام

زمان مطالعه: < 1 دقیقهگویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی

ادامه مطلب

زمان مطالعه: < 1 دقیقهوقت را غنیمت دان آن قدَر که بتْوانی حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی کام‌بخشیِ گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت دادِ عیش بستانی

ادامه مطلب

زمان مطالعه: < 1 دقیقهبیا که توبه ز لَعلِ نگار و خندهٔ جام حکایتیست که عقلش نمی‌کُنَد تَصدیق

ادامه مطلب

اشعار 2

زمان مطالعه: < 1 دقیقهزهر از قبل تو نوشدارو فحش از دهن تو طیبات است چون روی تو صورتی ندیدم در شهر که مبطل صلات است سعدی

ادامه مطلب

زمان مطالعه: < 1 دقیقهلب‌های تو خضر اگر بدیدی گفتی: «لب چشمه حیات است!» بر کوزهٔ آب نه دهانت بردار که کوزهٔ نبات است سعدی  

ادامه مطلب
انتهای پست ها
پیمایش به بالا